{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جای #خــــدا نباشیم!

جای #خــــدا نباشیم!

روزی در نماز جماعت موبایل یه نفر زنگ خورد.
زنگ موبایل آن مرد ترانه ای بود.
بعد از نماز همه او را سرزنش کردند
و او دیگر آنجا به نماز نرفت.

همان مرد به کافه ای رفت و ناگهان قلیان از دستش افتاد و شکست. مرد کافه چی با خوشرویی گفت اشکال نداره، فدای سرت...
او از آن روز مشتری دائمی آن کافه شد.

حکایت ماست:
جای 💟خدا مجازات میکنیم،
جای 💟خدا میبخشیم،
جای💟 خدا...

اون 💟خدایی که من میشناسم اگه بنده اش اشتباهی بکنه، اینجوری باهاش برخورد نمیکنه.
شما جای 💟خدا نیستی اینو هیچوقت یادت نره
دیدگاه ها (۷)

part:2{این رمان درخواستی است و به گفته خود فالور نوع نوشتار ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش دوم_فهمیدم.سریع می‌چپم توی...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 4| 2021 فلش بک |برای...

روزی در نماز جماعت موبایل یه نفر زنگ خورد.زنگ موبایل آن مرد ...

روزی در نماز جماعت موبایل یه نفر زنگ خورد.زنگ موبایل آن مرد ...

پیشنهاد دانلود👌

🔸روزی در نماز جماعت موبایل یه نفر زنگ خورد.زنگ موبایل آن مرد...

🔸 روزی در نماز جماعت موبایل یه نفر زنگ خورد.زنگ موبایل آن مر...

جای خدا نباشیم!روزی در نماز جماعت موبایل یه نفر زنگ خورد.زنگ...

تلنگر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط