{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیشنهاد دانلود👌

روزی در نماز جماعت موبایل یه نفر زنگ خورد.
زنگ موبایل آن مرد ترانه ای بود.
بعد از نماز همه او را سرزنش کردند
و او دیگر آنجا به نماز نرفت.
همان مرد به کافه ای رفت و
ناگهان قلیان از دستش افتاد و شکست.
مرد کافه چی با خوشرویی گفت:
اشکال نداره، فدای سرت...
او از آن روز مشتری دائمی آن کافه شد.

حکایت ماست
جای خدا مجازات میکنیم،
جای خدا میبخشیم…!


#خدا
#امام_زمان
دیدگاه ها (۵)

چگونه کارهای نیک در کارنامه‌ی انسان بی‌اثر می‌شود ؟! 🤭❗️💥 شم...

#تباه 🖐🏿!طرف باچندین نفر روابط خواهربرادری راه انداخته !بعد...

کدوم نماز در قیامت بدردمون میخوره👌🏻آیت الله بهجت#اَللّهُمَّ‌...

امام زمانم💛

پدرخوانده پارت : ۸ باران بی‌وقفه روی خیابان‌های سئول می‌باری...

p5تهیونگ با عصبانیت از کافه بیرون آمد.باران شدیدی شروع شده ب...

p6تهیونگ تمام مسیر تا بیمارستان را در سکوت گذراند. حرف‌های آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط