#یادمان_نرود

#یادمان_نرود
ساعتی قبل
که در آرامش به تبریک و دیده بوسی مشغول بودیم
برای عده ای،
شکستن بغض های پنهان،
کنار قاب عکسهایی بود که صاحبانش هرگز باز نمیگردند💔

#شهیدسیداحسان_حاجی_حتم

🍃 ❤ ️ @molazemanharam6
دیدگاه ها (۱)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p90صبح...نور خورشید از پنجره‌ی بلند اتاق...

حتی گل‌ها هم می‌دانستPart 2ماه در آسمان مانند جواهری می‌درخش...

حجت‌الاسلام‌والمسلمین لقمانی: منطق وارونه برخی افراد، تعطیلی ساخت موشک و پهباد است

پارت 4۲تهیونگ به گوشیِ توی دستش نگاه کرد؛ شماره ناشناس بود. ...

ᴘᴀʀᴛ ۳۹ | یه تغییر بزرگچند سال گذشت...آرا دیگه اون دختر خجال...

رمان انتقام ازدواج کامل

007-پنهان در مه - پارت ۷۵

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹²ویو میکا_____هوا تاری...

I'm not jealous part 64یهو نفس کم آوردم و ازش جدا شدم در حال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط