زائر کــرب‌وبلا گفت خداحافظ و دید

زائر کــرب‌وبلا گفت خداحافظ و دید
دل‌من پشت سرش ڪاسه‌آبی شد ، و ریخت
نشدم نوڪر خوبی به درت حـــــق داری
#اربعین داغ حــــرم را به دلم نگذاری
دیدگاه ها (۳)

#شب_جمعه و #قرار_با_ارباب همیشه هر شبِ جمعه به سینه غم دارمح...

پارت ۲ بهش شک کردم × عزیزم بیا بریم بخوابیم الان میآم × بد...

برده عمارت جئون

جادویی به نام عشق

پشت صحنه جادوییپارت ۳ تهیونگ نشست روی صندلی کنار تخت تهیونگ:...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۵._ حالا با یه بچه،...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۳از دست دادن مادرش...

007-پنهان در مه - پارت ۸۴

رمان دختر خاص ماشین جلوی در خونهٔ جیمین نگه داشت. ات با خستگ...

Anya x Damian پارت۶۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط