تکپارتی درخواستی

وقتی به یه مهمونی دعوت شدیم و اون به ما میگه لباس باز نپوش ولی ما گوش نمیدیم و اون ....

+اه بچه شنا بیاین یه چیزی به تهیونگ بگید موضوع اینه که من یه لباس برای تولد دوستم گرفتم یکم بازه تهیونگ نمیذاره بپوشم ولی من می پوشم ولی خدا بهم رحم کنه
+خب تولد دوستم ساعت ۶ الانم ساعت سه رفتم یه دوش کرفتم اومد بیرون میکاپ کردم لباسم و پوشدم کفشمم پوشیدم ساعت ۵:۳۰خب دیگه راه بیوفتم چه خوب تهیونگ بیرونه من برم درو باز کردم با تهیونگ روبرو شدم
_جایی میخواستی بری بیبی
+بب..ببین تهیونگ بذار برم تو روخدا
_با این لباس اونم بدون اجازه من قایمکی
+نه بذار برم دیگه تهیونگی
تهیونگ بدون توجه به حرف ا‌.ت انداهتش رو کولش کفشاش رو درآورد بردش تو اتاق ۱۰راند به فا#کش داد بردش حموم ازش عذر خواهی کرد ولی ا.ت نبهشیدش تو حمومم ۵ران جر خوردم به مهمونم نرسید

پند امروز به حرف تهیونگ گوش بدید وگرنه جر میخورید
دیدگاه ها (۱۵)

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

سناریو میتسویا پارت ۳

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟹 | صدایی که پنهانش کرده بودکافه‌ی کوچکی نزدیک دان...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

پارت اول | «استاد کیم»صدای زنگ دانشگاه که در راهرو پیچید، با...

ددی خون آشام من

بریم گرلام ؟؟فایتینگ 🌺رمان:«عموی ناتنی من»Part:4ویو «تهیونگ»...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط