میگی مهم نیست...

میگی مهم نیست...
ولی وقتی اسمشو میشنوی،داغ دلت تازه میشه...
میگی مهم نیست...
اما تا بهش فکر میکنی،اشک تو چشمات جمع میشه...
میگی مهم نیست...
اما تو تنهاییت همش به فکرشی...
اما بعضی وقتا دستت میره سمت شمارش..که زنگ بزنی..نزنی..
اما دلت واسه صداشو خنده هاش لک زده.
اما شبا تا صبح خوابت نمیبره و با خودت میگی:
یعنی داره چی کار میکنه؟اونم به من فک میکنه؟
میگی مهم نیست...
اما میدونی چقدر مهمه.
میدونی چقدر دوسش داری.
پس نگو مهم نیست.
بگو مهمه...
اما نیست...
دیدگاه ها (۷)

عنوان: مگومی به عنوان دوست پسر

سناریو مایکی پارت اخر

برادر و خواهر مذهبی و انقلابی...وقتی رل می‌زنی،که گاهی هم از...

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

پارت ۴ ویو ا.ت چند لحظه سرش رو انداخت پایین سکوت آزار دهنده ...

پارت ۳۵زن تانر:تو تو کی هستی ؟یونا:نترس کاری بهتون‌ندارم فقط...

یون: آره جذابی تو کی هستیلولا: اممم خببب خواهر ناتنی ته هستم...

پارت یک رمان جدید ( هنوز اسم نداره 🤣 )

اجبار به بدبختی پارت ۳۸

وقتی میخواستی بری استخر ولی...²با رفتن تو،جونگکوک هم برگشت ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط