گریه نکن~پارت ۲

یهو تو گردش یچیزی به ذهن مایکی رسید
مایکی:بچه هااا یه ایده
همه:دوریاکی بخریم؟😑🔪
مایکی:نح بیاین بریم دریا
همه بجز ورونیکا:ارهههههه
ورونیکا:هوی مایکی من لباس ساحلی نیاور...
مایکی:مهم نی لباس زیر که داری
ورونیکا:کصافطططططط انسانهایی غیر ماعم تو دریا هستنننن😑🔪من کونــ...ــمو لخت کنم جلو رفقام و بقیه ادماااا؟؟؟😑🔪🔪🔪🔪🔪
مایکی:پس میتونی بری از خونتون لباس دریا برداری.
ورونیکا:کی با من میاد؟
همه:من من
ورونیکا بعد ده بیست سی چهل کردن میتی رو انتخاب میکنه.
مایکی یه نگاهی به میتی میکنه میگه به ناموسم‌ دست بزنی جرت میدم.
میتی میگه حاجی ناموس میشه مادر خواهر زن دخترت.
مایکی:ب ت چ که چیمه بهش دست درازی نکنیاااا
(پ.ن:بابا میتسویا اهل این حرفا نیست😐💔)
ورونیکا سوار موتور میتسویا میشه و میرن خونه‌ش.
سریع میره طبقه بالا و لباساشو برمیداره میپوشه.(اسلاید دو با یک شلوارک آزاد مشکی)و سریع میاد پایین پیش میتی.
میتی در ذهن:جوووون چه دافی شدهههه.
میتی در ظاهر:ورو بیا بریم بچها منتظرن.
میرسن لب ساحل مایکی بهتش میزنه از دافی ورونیکا.
جوریکه تا ده دقیقه فقط به ورو زل زده بود😐
(معلوم نیست تو ذهنش چی گذشته😂🤦🏻‍♀️)
خلاصه که،اینا باهم مسابقه میزارن هرکی برنده شد از ورونیکا یه‌لب میگیره🤦🏻‍♀️😂
و مایکی با کللللی تلاش و با پارگی زیاد برنده میشع😐👏و طعم لب ورونیکا رو میچشه😐به به
همه به مایکی حسودی کردن بجز دراکن(اونم بچم عاشقه🥺❤️)
اما مایکی ول کن نبود،جلوی دوستاش جدا شد از ورونیکا اما بازم میخاس باهاش لب بگیره.
________________________
پارت بعدی ایشالا فردا.
هم دستم جر‌خورد هم‌مخم
دیدگاه ها (۳)

پارت ۱۳#عمارت_بونتن_با_حضور_دو_سانو_ی_اعظم ●●●●●●●●●■■■■○■■■...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم ___part:23

پارت : ۱۵ جیمین هنوز به اون پیام لعنتی نگاه می‌کرد و نگران ب...

╭─────────────── 🌊 ───────────────╮✦ پارت ۵۲ ویو آت ✦╰─────...

HATE TO LOVE²³کسی که اونجا وایساده بود...فقط یه گربه بود!باو...

007-پنهان در مه - پارت ۷۸

پارت هفت .. می گذرد ..

سناریو توکیو ریورجرز

پارت ۱۱

من امدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط