این منم ،

این منم ،
همان که اندکی تنهایی
و یک فنجان چای داغ ؛
حال دلش را خوب می کند و چند خطی کتاب و فکر کردن به چیزهای تازه ؛ ساز دلش را کوک ...
کسی که لابلای سکوت و تنهاییِ گاه گاهش ، نفسی تازه می کند و با لبخندی عمیق تر از قبل ؛ به ارتشِ آدم ها پیوسته ، اما راهِ خودش را می رود !
در من تمایلِ شگفت انگیزی به سکوت هست ،
به کشف رازهای کوچکِ سر به مُهر مانده ،
و ایمان داشتن به اتفاقاتِ خوبِ در راه مانده ...
این منم ؛
کسی که به طرزِ دیوانه واری ،
شبیهِ هیچکس نیست.
💐
دیدگاه ها (۰)

قولی که شکستی 💗 بعد از مدتی، ا.ت از جایش بلند شد و به سمت آش...

هوا سرد بود.از آن شب‌هایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...

007-پنهان در مه - پارت ۹۸

پارت ۴۹ — آخرین دیداریونگی چند دقیقه همان‌جا ایستاده بود.انگ...

اینو نوشتم اما نه شبیه چیزی که خواسته شده یه سناریو عاشقانه...

پارت چهاردهم سبز یشمی زیر بارانباران هنوز بند نیامده بود.تهی...

پارت: 24 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آسمونِ بیرون از پنجره‌های...

فاصله یک لبخند تا جنون

رمان انتقام ازدواج کامل

این منم ، همان که اندکی تنهایی و یک فنجان چای داغ ؛ حال دلش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط