{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"گفته بودی که چرا محو تماشای منی

"گفته بودی که چرا محو تماشای منی
انچنان مات که حتی مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که زدستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی."

فریدون مشیری
دیدگاه ها (۱)

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ‌ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟭𝟬𝟬صدای آرومش بین هیاهوی دو...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

از دشمنان تا عاشقان

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۵: رقصِ تیغ‌هاصدایِ قلبم رو که توی...

سناریو بلولاککککککک/قفل آبی

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

امروز فقط یک روز معمولی از سال نیست؛ امروز روز تولد کسی است ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط