بانوی من!!!

بانوی من!!!

من مردی هستم که شعر آبرویم را برده است
و تو زنی هستی که واژگانم رسوایش ساخته اند
من مردی هستم که جز عشق نمی پوشم
و تو زنی که جز زنانگی نمی پوشی.
پس کجا برویم نازنینم؟
و چگونه نشانه های عشق را بر سینه بیاویزیم؟
در روزگاری که عشق را نمی شناسد؟

#نزار_قبانی
دیدگاه ها (۱)

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟞تردید کن که ستارگان از آتش‌اند؛ تردید کن که خورشید د...

پاییز اومد.. مرتضی پاشایی.عکس ملکه خوب ها

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

dark life = 38

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

* Name: Beyond the Truth * * آن سویِ حقیقت *                ...

چند پارتیپارت۵جونگکوک صندلی را برایِ او عقب کشید. وقتی نشستن...

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۵

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط