رمان دخت من
پارت ۵
بعد از رفتنش پاشدم
یه لباس گوگولی پوشیدم و
رفتم پایین کسی نبود
اون خدمتکاری ک وقتی امدم در و برام باز کرد داشت میز صبحونه رو میچید
+ میشه یه لحظه بیای
&بفرمایید بانو
+ بهم بگو آنیا من ک بانوی این خونه نیستم
_ قراره بشی
اون پسره امد
خدمتکار وقتی دیدش زود رفت سر کارش
+ چی؟
_ فردا صبح عروسی میکنیم
+ چی میگیییی من نمیخواممممم
آمد نزدیک و از پشت مبل به طرفم خم شد و کنار گوشم گفت
_ نظرتو نپرسیدم اطلاع دادم
+ چرا اینقدر زور میگی؟
_ چون اربابتم
پاشدم خواستم از پل ها برم بالا تو اتاقم ک گفت
_ صبحونه
+ میل ندارم
_ گفتم صبحونههه( عصبانی.داد)
رفتم سر میز
خودش برام لقمه گرفت
خواستم از دستش بگیرم
_ باز کن دهنتو
بازم خواستم بگیرم ک یه نگاه از همون نگاه های ترسناک بهم انداخت ک ناخداگاه دهنمو باز کردم
_ افرین بچه
با دهن پر گفتم
+ بچه .خودتییی
_ من؟ خنده
+ بله تو
_ معلومه کی بچه است
دیگه حرفی نزدیم ک وقتی داشتم غذا میخوردم سنگینی نگاهشو حس میکردم منم وقتی اون نگاه نمیکرد نگاش میکردم
باید باهاش راه بیام شاید ولم کنه یا راه فراری پیدا کنم
پس هر چی بگه انجام میدم
حتی واسه بعد از مهمونی ک ازم رابطه خواسته رو هم خودم پیش قدم میشم
(نکته) تایلر نمیخواد با آنیا تا وقتی ۱۸ سالش شد رابطه داشته باشه و بعد از دیشب ک بهش فکر کرده بود پشیمون شد و چون دید خیلی بچه است تصمیم گرفت بعداز ۱۸ سالگی بهش دست بزنه ن قبلش
.
.
. اینم پارت ۵
وایی دستامممم
بعد از رفتنش پاشدم
یه لباس گوگولی پوشیدم و
رفتم پایین کسی نبود
اون خدمتکاری ک وقتی امدم در و برام باز کرد داشت میز صبحونه رو میچید
+ میشه یه لحظه بیای
&بفرمایید بانو
+ بهم بگو آنیا من ک بانوی این خونه نیستم
_ قراره بشی
اون پسره امد
خدمتکار وقتی دیدش زود رفت سر کارش
+ چی؟
_ فردا صبح عروسی میکنیم
+ چی میگیییی من نمیخواممممم
آمد نزدیک و از پشت مبل به طرفم خم شد و کنار گوشم گفت
_ نظرتو نپرسیدم اطلاع دادم
+ چرا اینقدر زور میگی؟
_ چون اربابتم
پاشدم خواستم از پل ها برم بالا تو اتاقم ک گفت
_ صبحونه
+ میل ندارم
_ گفتم صبحونههه( عصبانی.داد)
رفتم سر میز
خودش برام لقمه گرفت
خواستم از دستش بگیرم
_ باز کن دهنتو
بازم خواستم بگیرم ک یه نگاه از همون نگاه های ترسناک بهم انداخت ک ناخداگاه دهنمو باز کردم
_ افرین بچه
با دهن پر گفتم
+ بچه .خودتییی
_ من؟ خنده
+ بله تو
_ معلومه کی بچه است
دیگه حرفی نزدیم ک وقتی داشتم غذا میخوردم سنگینی نگاهشو حس میکردم منم وقتی اون نگاه نمیکرد نگاش میکردم
باید باهاش راه بیام شاید ولم کنه یا راه فراری پیدا کنم
پس هر چی بگه انجام میدم
حتی واسه بعد از مهمونی ک ازم رابطه خواسته رو هم خودم پیش قدم میشم
(نکته) تایلر نمیخواد با آنیا تا وقتی ۱۸ سالش شد رابطه داشته باشه و بعد از دیشب ک بهش فکر کرده بود پشیمون شد و چون دید خیلی بچه است تصمیم گرفت بعداز ۱۸ سالگی بهش دست بزنه ن قبلش
.
.
. اینم پارت ۵
وایی دستامممم
- ۱۰.۰k
- ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط