شازده کوچولو رو یادته ؟! ..

شازده کوچولو رو یادته ؟! ..
کلی سیاره ی ریز ُ درشت رو گشت ، با یه عا‌ل‍مه موجود که براش حی‍رت انگ‍یز بود رو‌برو شد ؛
چیزایی رو دید که تو سیاره خودش وجود نداشت ..
با این وجود هر جا میرفت از گل خودش که تو سی‍اره ی کوچولوش بود می‌گفت ،
از این که چقدر گلش رو دوست داره و چقد دلتنگشه .
تو هم گل منی ؛
جوری که هر جا برم ، حتی اگه فرسخ ها ازت دور بشم و هزاران نفرو ملاقات کنم ،
جات تو قلبم امنِ ، و انقد توی ذهن و حرفامی که عین همون هزار نفر بدون این که بگم میفهمن عاشقتم .
'🪐🤍'
دیدگاه ها (۵۳)

رمان: فقط یک قدم تا توپارت ۲:تئودور به لاس زدن با ا.ت ادامه ...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

**پارت ۲۲**سالنِ بزرگ و تاریک، پر از دودِ سیگارهای برگ و بوی...

My lovely neighbor part : ۸۰

آکسیوس: عراقچی درخواست تیم حفاظت آمریکایی کرده!!!قراره تیمی ...

#Escape_from_death_April29 #part5به عکسی که به سنگ قبر تکیه ...

My lovely neighbor part : 74

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

### پارت ۱: سایه‌ای که بویِ باروت می‌دهدبارون، سقفِ فلزیِ ان...

لونا و ويليام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط