چهل سال از تمام عمر خود را

چهل سال از تمام عمر خود را
فقط با گریه ها و ناله سر کرد
امام ساجدین در روضه میگفت
مرا آن حرمله خونین جگر کرد

امان از شام و آن بازار و کوچه
که جانم از بدن آنجا سفر کرد

وَ جانم بر لب آمد لحضه ای که
حرامی بر نوامیسم نظر کرد
دیدگاه ها (۰)

➖تشرّف حسن بن وَجناء خدمت حضرت وليعصر در غیبت صغری📜مرحوم صدو...

007-پنهان در مه - پارت ۷۲

فصل چهل‌وششم: مهمانی ناخواندهماشین جلوی بیمارستان توقف کرد.م...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

چهل سال از تمام عمر خود رافقط با گریه ها و ناله سر کردامام س...

مذهبی

شب جمعه، حرم، زهرا، مُحرّم...عطش، آتش، برادر، نهرِ علقم...سه...

حسین جانم

و هر زمان گل می‌شکفت و خنده‌ها آغاز می‌کردبلبل شوریده در باغ...

نفر دوم دکتر سونیا دارلے درجواب شعر فریدون مشیرے(بے تو مهتاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط