{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چهل سال از تمام عمر خود را

چهل سال از تمام عمر خود را
فقط با گریه ها و ناله سر کرد
امام ساجدین در روضه میگفت
مرا آن حرمله خونین جگر کرد

امان از شام و آن بازار و کوچه
که جانم از بدن آنجا سفر کرد

وَ جانم بر لب آمد لحضه ای که
حرامی بر نوامیسم نظر کرد
دیدگاه ها (۰)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ودوم: ماه و زخم‌ها---او رفت. در را کو...

➖تشرّف حسن بن وَجناء خدمت حضرت وليعصر در غیبت صغری📜مرحوم صدو...

سناریو اوبیکاکا

dark life = 19در را پشت سرش بست و قفل کرد. صدای کلیک قفل، ات...

007-پنهان در مه - پارت ۷۲

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

In the Embrace of DarknessPART 3جونگ‌کوک هنوز وسط کوچه ایستا...

مرد بی رحم

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط