{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست بر قبضه شمشیر و چشم در چشم ولی منتظر یک اشاره

دست بر قبضه شمشیر و چشم در چشم ولی منتظر یک اشاره

ما ذوالفقار حیدریم ... فداییان رهبریم
-----
#رهبــــــرانــــه
╔════❤ ═══╗
خِیمہِ گاهِ عاشِقــے
@kheymeh_ghahe_asheghi
╚════❤ ═══╝
✌ پاتوق همہ بچہ شیعہ ها👆
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش پایانی)

کمی بهتر شد. بعد به پایین نگاه کرد.همه منتظر بودند ببینند چه...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش دوم)

ادامه پارت ۶ وقتی بحث شیرموزها بالا گرفت و همه با هم یکی شدن...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط