{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرده بودم که رسید عشق و مرا ناجی شد.رشته عمر مرا مهر تو ح

مرده بودم که رسید عشق و مرا ناجی شد.رشته عمر مرا مهر تو حلاجی کرد(رشته عمر مرا مهر تو حسین حلاجی کرد)
من فقیرم به ره کعبه نرفتم اما حجرالاسود خال تو مرا حاجی کرد.
 عشق فرمود: چشم از هوس و کام ببند عهد با کعبه رخسار دل ارام ببند
. حاجیان موی سر خویش تراشنند ولی تو سر سودا زده داده ای احرام.
 میهمان پر در ان کعبه که با زر بزنند کعبه کو تا که بیاید به در ان در بزند
.میشناسم بخدا می شناسم کعبه حسنی را من که بیاید به فقیران زمین سر بزند.
روی زیبا ناز دارد ناز ان باید خرید وصل دلبر هجر دارد هجر ان باید کشید. 
درد غربت را کشیدن شیوه دلدادگی است.
بی کسی هم درد دارد درد ان باید کشید.
کس ندیده زنی را که با اسارت خویش ز دست و پای خلایق طناب بگشاید.
 اگر به دوزخیان یک نظر کند زینب در نجات به اهل عذاب بگشاید.
 گره گشایی جهان است عمه ای سادات.
دیدگاه ها (۵)

در گذشته، پیرمردی بود که از راه کفاشی گذر عمر می کرد ...او ه...

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

معامله p15پزشک کنار تخت نشست و با دقت علائم جونگ‌کوک را بررس...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

#ارباب‌سنگدل #پارت_17کوک اومد و نشست صندلی کنار ا.ت ا.ت نیم...

Compensation of his death __ Part 41خدمتکار: خانم دونالد آقا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط