{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سقوط درخشان یک دیوانه

سقوط درخشان یک دیوانه
پارت ۵

صدای جیغی گوش خراش از طبقه بالا سکوت دلنشین عمارت را بهم زد .
آنقدر بلند بود که نازنین (مادر مروارید) دستانش را محافظ گوش هایش کرد ، وقتی آن صدا قطع شد نازنین شوکه به طبقه بالا رفت و عصبی در اتاق دخترک را باز کرد . حدس میزد صدا از اینجا بیاید .
در اتاق دخترک کف زمین تو خود پیچیده بود و خود زنی می کرد . از آن طرف خدمه با چشمانی پر از اشک و ترسیده بی توجه به نازنین رفت سمت دخترک و کنارش زانو زد ، اما آن چند قدمی که رفته بود به خاطر کفش هایش تق تق بلندی سر داد که دخترک دباره جیغی کشید و موهایش را محکم گرفت و کشید .
نازنین که متوجه شده بود دخترک چرا این کار را می‌کند عصبی به سمت خدمه زد و یقه اش را گرفت و بلندش کرد . خدمه ترسیده سعی داشت توضیح بدهد : خانم ... به خدا ... کار من ...نبو_
با چک محکمی که به صورتش خورد حرف تو دهنش موند .
سوزش وحشتناکی رو گونه خدمه ایجاد شده بود .
نازنین داد زد : می دونستم ! میدونستم این همه مهربونی و طرفداری ات برا مروارید همش ساختگیه تو فقط دنبال زجرشی !...و....
نازنین تا آمد ادامه حرفش را بزند خدمه وسط حرفش پرید و گفت : نه به خدا من ‌...
نازنین عصبی یکی دیگه زد تو گوشش و غرید : وسط حرف من نپر زنیکه!
و بعد داد زد : بادیگارد!
دو مرد با هیکل بزرگ و مسلح و نظامی وارد شدند . نازنین دستور داد : حسابش رو برسید .
خدمه ترسیده باز خواست چیزی بگوید اما دو بادیگارد از بازو او گرفتند و کشیدند بیرون اتاق .
مروارید هنوز داشت موهای خود را می‌کشید آنقدر که کف سرش کمی خونی شده بود .
بر خلاف انتظار مروارید ، نازنین نگران و با نگاهی مادرانه سمت مروارید رفت و آروم بلندش کرد و در آغوش گرم و مادرانه خود فرو برد .
مروارید که در حال فروپاشی بود با این حرکت هم شوکه هم کمی آروم شد اما هنوز لرزش در بدن و تیک سرش بود .
_

مروارید رو تخت دراز کشیده و بیهوش شده بود . نازنین به او بیهوشی داده بود تا کمی آرام شود ‌.
به خدمه ها ام دستور داد از این به بعد کتونی بپوشند ‌.
نازنین که فهمیده بود دستور رها بوده کفش پاشنه دار بپوشند خیلی عصبی بود . صد ها بار مرگ رها را در ذهن خود تصور کرده بود اما هرگز کاری در واقعیت نمی‌کرد.
حتی پوشیدن کفش پاشنه بلند در عمارت را ممنوع کرده بود .


شرطا نرسوندین ولی به خاطر ملیس گذاشتم ✨️

لذت ببرید ♥️♥️

شرایط پارت بعد :
۱۰ لایک
۱۰ بازنشر
۲۰ کامنت
دیدگاه ها (۱)

رمانش محشره😍با همون پارت اول عاشقش میشی 🌙✨️فالو کنید بانو رو...

مروارید ✨️(موهاش رو بلند تصور کنید)(چشماشم ابی تصور کنبد)دیگ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۳ خدمه همانطور که با حوصله گره مو...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲ همانطور که دخترک قهر کرده بود ، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط