رمان آغوشی از جنس خطر پارت شانزدهم

آغوشی.از.جنس.خطر.💋💀پارت¹⁶
کایا:
چند لحظه ساکت موندم.

مطمئنی؟

لبخند زد.

آره.

برای اولین بار بعد از مدت‌ها، خیالم راحت شد.

اما هنوز یک کار باقی مونده بود.

ازدواج.

نه یک ازدواج بزرگ و پر سر و صدا.

نه مراسمی که همه درباره‌اش حرف بزنن.

فقط من و روژین.

یک تصمیم ساده.

یک زندگی که خودمون انتخابش کرده بودیم.

وقتی شب به عمارت برگشتیم، روژین کنار پنجره ایستاده بود.رفتم سمتش و از پشت بغلش کردم

رفتم کنارش.

فردا بریم؟

کجا؟

برای آخرین کاری که باید انجام بدیم.

نگاهم کرد.

ازدواج؟

سرم رو تکون دادم.

آره.

لبخند زد.

باشه.

و من برای اولین بار فهمیدم شاید زندگی من همیشه پر از خطر بوده...

اما از این به بعد قرار نبود تنها زندگی کنم.

یک هفته بعد.....

کایا میشه بس کنی؟

نه!(خنده مردونه)

من‌میخوام اینو بپوشم تمام

کایا به سمت روژین رفت و بین دیوار و خودش اسیرش کرد

تو فقط حق داری واسه من اینجوری بپوشی کوچولو

بچه نیستم واسه لباسم تصمیم بگیری!

بچه نیستی ولی زن منی مال من تو روژین کارهانی فهمیدی؟

قبل از اینکه روژین فرصت کنه به این غرور و مالکیت کایا نسبت به خودت اعتراض کنه
کایا اونو با یه حرکت به روی شونه خودش انداخت و به سمت تخت بردش
روژین رو روی تخت گذاشت مثل یک شیء شکستنی و ظرف
روی تن نم دار روژین که تازه از حموم اومده بود بیرون و فقط یه حوله یک وجبی تنش بود خیمه زد

کایا برو کنار بحثو عوض نکن!

هیشششش

کایا موهای خیس روژین رو پشت گوشش گذاشت و بوس های داغ و وحشیانش رو به سمت پایین می‌برد و.......

#رمان
دیدگاه ها (۰)

او به ارامی دستش را دور شونه ی دکو انداخت و اون را به سمت خو...

پارت ۴۰

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۲چند روز بعد، دوباره رفتم. این ب...

.....پارت دوم.....

کسخلان گروگان

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁷وارد داروخانه شد و به سمت پیشخوان رفت...

نخ هایی که دلم رو بهت دوخت

برده عمارت جئون

« 𝑩𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆 𝒍𝒆𝒂𝒗𝒊𝒏𝒈 »« پارت : اول » جونگکوک با تکون خوردن تخت ب...

پارت ۴نقشه ای از قرار فردا روی تخته کشیدم لب زدم گفتم« ببین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط