{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟙𝟙

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟙𝟙
«آری، قطعا دوستت دارم؛ وگرنه در وطنی غمگین و غارت شده چه می‌توانستم بکنم؟»
𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡
نهار مثل یک رویا بود.میزهای بلند از مرغ های بریان و غازهای کبابی با قشنگ ترین فلفل های قرمز و گوجه های کباب شده و برش های لیمو تزئین شده بود.رویشان از روغنی که به خودشان رفته بود برق می‌زد.استیک های آب دار و خوشبو با گوجه های گیلاسی و رزماری توی ظرف های عتیقه چیده شده بود.چندین قرص نان تازه و گرم،سالاد های خوش آب و رنگ و دسری از میوهای تابستانی با گیلاس های براقِ نوشیدنی و چند بطری ودکای روسی آب خنک و آب پرتقال.قاشق چنگال های نقره بشقاب های چینی با طرح های آبی آسمانی رومیزی ساتن استخوانی با لبه های گلدوزی طلایی و صندلی هایی از چوب بلوط و پارچه ابریشم...این آدم ها واقعاً از زندگی چه می‌خواهند که عضو جنبش هستند؟اینها که حسابی نانشان توی روغن است.کسی خیلی سر نهار حرف نزد و نگذاشتند ریون را با خودم بیاورم.گفتند خدمتکارها غذایش را برایش می‌برند. یک آپارتمان بزرگ دیگر دانشگاه ماست.آن آپارتمان فقط اقامتگاه بود.این یکی مثل هاگوارتز است.فقط کوچکتر و روشن تر است و ویکتوریایی ساخته شده.چارت استاد ها به دیوار سالن اصلی زده شده.سریع از نظر می‌گذارانم‌شان و نگاهم را به پسر قدبلند کنارم می‌دهم"بنظرت مامانت بهم نمره بده سوروس؟"
"خیلی متاسفم که میگم نه"
لبخند می‌زنم.عاشق آیلین هستم.واقعاً.خیلی بانمک و خفن است.به قدری که اعصاب آدم را خورد می‌کند!الان کلاس زبان روسی داریم.من روسی بلدم و این واقعاً خوشحالم می‌کند چون توی بلبشویی که برایمان ساختند دغدغه یک درس را هم نداشته باشم غنیمت است.برای کلاس یک شلوار لی و یک تاپ سبز پوشیده ام و موهایم را بالای سرم گوجه کردم.لیبل کلاس روی یکی از در های توی سالن نصب شده.وارد کلاس می‌شویم روی یکی از صندلی ها نزدیک پنجره می‌نشینم منتظر آمدن استاد می‌شوم.
دیدگاه ها (۰)

داستان کودکانه «ماجراجویی در جنگلِ کلمات» به نویسندگی رزیتا ...

پارت اول | «استاد کیم»صدای زنگ دانشگاه که در راهرو پیچید، با...

استاد من ۱

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 6ویو ات:صبح اولین روز مدرسه رسماً یک...

پنج پارتی✨{استاد جدید}پارت اولصبح دوشنبه بود.ات با عجله وارد...

پارت ۱#تو راز شب های منیسئول، ساعت شش و نیم صبح.بارون از دیش...

پارت ۷: بازگشتِ پرنسس و رقابتِ مراقبت

چند پارتی بازی ممنوع

✨ **عشق سلطنتی ✨ پارت ۵****آنچه گذشت؛**ایلا با نقش کشیدن خود...

Enemys Embrsce [ part ۳۶ ]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط