نه آن قدر پاکم که کمکم کنی و نه آن قدر بدم که رهایم کنی

نه آن قدر پاکم که کمکم کنی و نه آن قدر بدم که رهایم کنی
میان این دو گمم

هم خود را و هم تو را آزار میدهم

هر چه قدر تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی

و هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی


آنقدر بی تو تنها هستم که بی تو یعنی “هیچ” یعنی “پوچ”

خدایا هیچ وقت رهـــایم نکن . . .
دیدگاه ها (۱)

خدایا...🙏✨شاید نتوانستم آنی باشم که تو خواستیاما هرگز دوست ن...

وقتی جلوشون گریه میکنیم

عاشقانه های شبنم

پروانه جان

#حکایت_قدیمی مردی هر شب به درگاه خدا دعا می‌کرد و می‌گفت:«خ...

سناریو چیفویو پارت ۱

Iove and the MoonPart 47ویو یوناصدای تیر توی کل خونه پیچید.ی...

My lovely neighbor part : 83

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

انتقام در لباس عشق:)پارت 2(ویو چه‌وون)(زمان حال) از صبح توی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط