{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد دارم در غروبی سرد سرد

یاد دارم در غروبی سرد سرد
می گذشت از کوچه ما دوره گرد
داد می زد: کهنه قالی می خرم
دسته دوم جنس عالی می خرم
کاسه و ظرف سفالی می خرم
گر نداری کوزه خالی می خرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی کشید بغضش شکست
اول ماه است و نان در سفره نیست
ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟
بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم بی روسری بیرون دوید
گفت آقا سفره خالی میخرید؟

قیصر امین پور
دیدگاه ها (۵)

کاش سهراب اینگونه میگفت:آب را گل نكنید . . .شاید از دور علمد...

توی یه زندگی پایدارمنطق بیشتر نقش داره یا احساس؟

✔تو کجایی سهراب خانه ی دوست فرو ریخت سرم! آرزو...

واااااي كه چقدر اين شعر زيباست خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/...

یاد دارم در غروبی سرد سردمی گذشت از کوچه ی ما دوره گردداد می...

یاد دارم در غروبی سرد سردمی گذشت از کوچه ی ما دوره گردداد می...

یاد دارم در غروبی سرد سرد،می گذشت ازکوچه ما دوره گرد،داد میز...

یاد دارم در غروبی سرد سرد ، می گذشت از کوچه ما دوره گرد * دا...

یاد دارم در غروبی سرد سرد،میگذشت از کوچه ما دوره گرد،داد میز...

یاد دارم در غروبی سرد سرد، میگذشت از کوچه ما دوره گردداد میز...

یاد دارم در غروبی سرد سرد....میگذشت از کوچه ی ما دوره گرد......

یاد دارم در غروبی سرد-سرد...می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد......

یاد دارم در غروبی سرد سرد میگذشت از کوچه ها ، دوره گردداد می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط