یاد دارم در غروبی سرد سرد ، می گذشت از کوچه ما دوره گرد *
یاد دارم در غروبی سرد سرد ، می گذشت از کوچه ما دوره گرد * داد میزد کهنه قالی می خرم ، دست دوم جنس عالی می خرم * کاسه و ظرف سفالی می خرم ،گر نداری کوزه خالی می خرم* اشک در چشمان بابا حلقه بست ، عاقبت آهی کشید بغضش شکست* اول ماه است و نان در سفره نیست، ای خدا شکرت ; ولی این زندگیست؟* بوی نان تازه هوشش برده بود ، اتفاقا" مادرم هم روزه بود* خواهرم بی روسری بیرون دوید ، گفت آقا سفره خالی می خرید؟**
- ۲.۶k
- ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط