پارت ۷۰

پارت ۷۰

و بعد پنج ثانیه از ات فاصله میگیره

جیمین: دقیقا پنج ثانیه
ات: افرین کوچولوم..... خنده.....
جیمین: چی؟ چی گفتی.... عصبانی.....
ات: عزیزم یادت نره باردارم نمیتونی باهام کاری کنی
جیمین: اووو پس شاهدخت داره از بچش سو استفاده میکنه
ات: نمیشه گفت سو استفاده میشه گفت سپر دفعایی در برابر کارای تو..... خنده......
جیمین: این نه ماه هم که تموم میشه اون موقع باهات کار دارم
ات: نه ماه و چهل روز
جیمین: چهل روز؟؟
ات: چهل روز بعد به دنیا اوردن بچه ما پریود میشیم
جیمین: یعنی چهل روز بوی خون میدی
ات: بله خونی که فکر نکنم بوی خوبی بده
جیمین: حالا بعدا امتحانش میکنم
ات: اوقق حالمو به هم زدی 🤮
ات: جیمین یه سوال
جیمین: جانم
ات: چه بلایی سر لارا اوردی
جیمین: هیچ کاری به سربازا گفتم دنبالش بگردن
ات: اها
ات: میخوای تا فردا همینشکی روم خیمه زده باشی
جیمین: اگه این باعث میشه زیباییت رو تماشا کنم چرا که نه
دیدگاه ها (۹)

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

contact 🍷#contract 𝑃𝑇6ویو هویج:چند روز بود جیمین با ات حرف ن...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "35""ویو جئون آنجلینا"" • ...

پارت یازدهم ویو جونگکوک -۰ داشتم توی حیاط قصر قدم میزدم و به...

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجور...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۸۷ | آخرین اجرای م...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p66دلت برای زندگی قبلت تنگ میشه؟»جیمین چن...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇16ویو هویج:چند روز از ورود لی یان به ...

dark life = 46ساعت بعد، ات جرأت کرد. آروم به سمت دفتر تهیونگ...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 3 | دوباره، تو و مناز آن روز، جیمین کمی متفاوت شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط