با اعضا تصمیم گرفتم که ملورا رو دعوت کنم به یه کافه تا او

با اعضا تصمیم گرفتم که ملورا رو دعوت کنم به یه کافه تا اونجا بتونم حرف دلمو بهش بزنم
با کلی استرس نشسته بود یه دسته گل بزرگ هم برای ملورا گرفته بودم
ویو ملورا
وارد کافه ای که هان اوپا بهم گفته بود شدم دیدم اون با یه دست کل بزرگ روی یه میز نشسته و عجیب تر این بود که اینجا خیلی خلوت بود به سمتش رفتم
ملورا: سلام اوپاا
هان: اه سلام کوچولو
ملورا: یا اوپا من کوچولو نیستمممم
هان: باشه باشه😆
ملورا: خاب چی میخواستی بهم بگی
هان: خاب ملورا من خیلی وقته که دارم به این موضوع فکر میکنم... میدونی که از مقدمه چینی خوشم نمیاد پس میرم سر اصل مطلب
ملورا من خیلی دوست دارم میشه با من ازدواج کنی
ملورا: چــی چی. ـ.. چی گفتی. من
ویو ادمین
هان همینطور که حلقه ای که خریده بود رو داخل انگشت حلقه ملورا کرد گفت
هان: قبوله؟
ملورا واقعا شوکه شده بود در اخر اون به حرف اومده گفت
ملورا: قبوله
بقیه اعضا با شادی از پشت دیوار ها بیرون اومدن اون شب بهترین شب برای اونا بود
تا اونا درحال شادی کردنن نظرتون چیه یه سر به اعضای بی تی اس بزنیم؟
پس بزنین بریم
ویو جیهوپ
بعد از دوسال با کمک اعضا به عشقم اعتراف کردم
اون عشق کسی نیست جز ات
ات همیشه همراه من بوده و من عاشقشم
قرار شد منو ات هفته اینده عروسی بگیریم
هردومون خیلی ذوق داریم
ویو تهیونگ
هممون عاشق ات بودیم ولی خاب نه اونقدر که بخواییم باهاش ازدواج کنیم
این دوتا هم که انقدر حولن که عروسی رو برای هفته اینده گذاشتن
(پرش به هفته بعد)
ویو هان
توی سال منتظر ملورا بودم مطمعنم اون مثل همیشه زیبای
مجری اعلام کرد که عروس وارد میشود همه چشم ها به سمت در بود
در باز شد و ملورا وارد شد واقعا شبیه عروسکا شده بود
ملورا ازم خواسته بود که یه مراسم کم هزینه بگیریم چون اوله زندگیمونه نباید بهمون فشار بیاد
منم قبول کردم
ویو جونگکوک
امروز عروسی ات و جیهوپ هیونگ بود
ات• هیونگ رو مجبور کرد که عروسی خیلی مجللی براش بگیره و کلی خرج الکی کنه جوری که مطمعنم پولاش ته کشیده
(پرش به بعد عروسی)
ویو ادمین
عروس دومادای خوشگلمون هر کدوم به سمت خونه خودشون رفتن و دیگه هرچی شبه عروسی میشه😈....
ویو جیهوپ
صبح از خواب بیدار شدم با ات یه دوش ۵مینی گرفتیمو به سمت خونه ای که با اعضا داشتیم رفتیم
کوک: به به عروس دوماد گلمونن چطورننن
نامجون در گوش جیهوپ: دیشب خوش گذشت؟
جیهوپ: هیونگگگ
نامجون: باشه باشه ببخشید
جیمین: هی بچه ها بیایین دیگه تو باشگاه کلی کار داریم
ات: اخه کدوم تازه عروسیو دیدی بره روز اول زندگیش کار کنه (لوس)
جیهوپ: تو بشین عزیزم من میرم کمک کنم
ویو ادمین
خماری💔

اسلاید دو چک شه

و دیگه شرطا
لایک ۲۸
کامنت۲۰
فالو۳
دیدگاه ها (۲۸)

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

تک پارتی ( وقتی عصبی بود )( علامت جیهوپ * علامت ات + و کسای ...

پارت 48,🌷 ویو آترفتم سمت داییم و گفتم:آت:ـ داییییی! 🥺💜دایی:ـ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

#میکاپ_آرتیست_من

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

پارت 18 رمان❤ عشق مدرسه ای ❤هیونجین: اها ویو ساعت 9 وقتی میخ...

#درخواستیپارت۲که صدای در اومد.. اعضا همه از اتاقشون اومدن بی...

#برادر ناتنی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط