{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسری به دختری که تازه باهاش دوست شده بود میگه:امروز وقت د

پسری به دختری که تازه باهاش دوست شده بود میگه:امروز وقت داری بیایی خونمون؟دختر:مامانم نمیزاره به چه بهونه ای بیام؟پسر:بگو میخوام برم استخر.....دختر اومدخونه دوست پسرش پسر:تو که اومدی استخر باید موهات خیس باشه برو حموم موهاتو خیس کن وقتی دختر میره حموم پسر یکی یکی به دوستاش زنگ میزنه....پسره دوستاش یکی یکی میرن حموم و به دختر......اونی که اخری رفت حموم 1ساعت 2ساعت....دیدن خیلی دیرکرده رفتن حموم دیدن دختره وپسره رگ دستاشونو باهم زدن و گوشه حموم افتادن و روی حموم نوشته نامردا خواهرم بود
دیدگاه ها (۱۰)

ساده لوحلانه چشم انتظاردلتنگی تو مینشینم، فراموش میکنم هی......

ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎ ﺍﯾﻨﻘﺪ ﺁﺩﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﯾﺶ ﻏﻤﻨﺎﮎ ﻣﯿﺸﻪﮐﻪ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﻩ ﯾﮑﯽ ﯾﻮﻫﻮ ﺑ...

http://dl.bir3da25.net/Single/1392/10/23/Amin%20Habibi%20-%2...

فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛روبه روی...

سناریو مایکی{ جنگل چشمات }پارت چهارمبشقاب به زور به هپن رسون...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟔بالاخره بعد از ساعت ها ماشین سواری به ...

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: 1(وی...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕جونگکوک:خب لینا من میخام برم سئول( استر...

part47. . چند ساعت آینده همشون مشغول شنا کردن بودن و چندباری...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:3سرعتت رو بالا ب...

#تکپارتیموضوع:(وقتی که من رفتم بار اون نمیدونه ساعت ۴ برمی‌گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط