{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴:

پارت ۴:
ویو تهیونگ:صبح ساعت ۱۱ بیدار شدم و رفتم دوش گرفتم و اماده شدم که برم باند.(لباسشو میزارم.)
.....
توی ماشین:همش حواسم پیش اون پسره بود.احساس می کردم اونجا خیلی مزاحمش می شن.
چون صورت بی نقص و هیکل بی نقص و...
اوففف من چی دارم میگم.
به هر حال باید مراقبش باشم.
به دست بادیگارد ها هم که نمی تونم بسپرم.اعتمادی بهشون نیست.
پس خودم هر شب می رم اونجااا...
....

ویو جونگ کوک:ظهر ساعت ۱ بیدار شدم.اوف چقدر خوابیدم.
بلند شدم رفتم صبحونه خوردم و دوش گرفتم و لباسام رو پوشیدم.
می خواستم برم بیرون یکم دور بزنم.(لباسشو میزارم.)
تا خواستم برم یهو گوشیم زنگ خورد.
گوشیمو برداشتم دیدم که لیناعه.(یه هرزه که چشمش دنبال جونگ کوکه)
جونگ کوک:چیه؟(سرد)
لینا:اول سلام ددی جونم.دوما نباید با دوست دخترت اینجوری حرف بزنی که.
جونگ کوک:اولن خفه شو هرزه خانم.دوما من دوست پسر تو نیستم.
دیگه هم به من زنگ نزن
.....بعدشم گوشیرو قطع کرد.
جونگ کوک ویو:اه دختره هرزه رید تو عصابم.رفتم کفشم رو پوشیدم و رفتم بیرون.
رفتم یکم خرید واسه خونه کردم و بعد دوباره برگشتم خونه.
.....
کم کم رفتم حاضر شدم و به سمت بار حرکت کردم.
دیدگاه ها (۴)

چند پارتی جونگ کوک دعواییسلام من ات هستم ۲ ساله با کوک ازدوا...

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

پارت ۱ویو تهیونگ:سلام من کیم تهیونگ هستم ۲۹ سالمه و تو یک کا...

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت7ویو اتصبح ب...

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

پارت ۶صبحویو روبی:از خواب بیدار شدم ویکی از خدمت کار ها صبحو...

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط