ضربان قلب پارت۲

فرد ناشناس کسی نبود جز لوید فورجر یا همون بابای آنیا
آنیا:بابا...
در کلاس باز می شود
معلم:سلام بچها خوش اومدید به کلاس من امیدوارم تابستون بهتون خوش گذشته باشه
۱ساعت بعد.....
زنگ تفریح خورد
آنیا:باید برم به ماموریت بابا کنم
بکی:آنیا بیا بریم بازی کنیم امروز قراره خیلی خوش بگذره و برات یه سوپرایز هم دارم آنیا
آنیا:سوپرایزززز سوپرایز یعنی چی؟
دامیان از کناره آنیا رد می شود
آنیا:پسر دوم تو می دونی سوپرایز یعنی چی؟
دامیان:چی مممم من اصلا تو چی می گی
بکی:آنیا چرا از اونا می پرسی اونا کلا یه تختشون کمه
آنیا سوپرایز یعنی اینکه من بدون اینکه تو بفهمی برات یک کارایی کرده باشم تا تو رو خوشحال کنه حالا بزار بهت نشون بدم چی برات آوردم
یه دست بند دوستی
بکی:این دست بند دوستیه آنیا این فقط مخصوص من و تو آنیا نباید از دستت هیچ وقت درش بیاری
آنیا:پسر دوم تو هم دست بند دوستی می خوای؟
دامیان:چییی نههه چرا باید دست بند دوستی تو رو داشته باشم
ذهن دامیان:آره خیلی دوست دارم یه دونه دست بند دوستی من آنیا با هم داشته باشیم
بکی:آنیا این مخصوص من و تو هست نمی تونی به کسی بدی
زنگ خونه داننگگگگ
آنیا :بابا مامان آنیا اومد خونه
لوید:خوش آمدی آنیا
یور:سلام آنیا جان
آنیا:بابا آنیا میخواد برای پسر دوم دستبند دوستی درست کنه تا با پسر دوم آشتی کنه
لوید:باشه اول باید چیزای که لازم داری رو برم بخر ۱۵ دقیقه دیگه اینجام
لیست دستبند دوستی
مروارید های سفید
مروارید های سبز
مروارید های قرمز
نخ مخصوص دست بند
اول اسم آنیا
اول اسم دامیان
۱۵ دقیقه بعد....
لوید:بیا آنیا
آنیا:درست کردم
لوید:این وقعا....
فردا مدرسه



برای پارت بعدی فالو کن🥜
دیدگاه ها (۰)

زمرد های صورتی پارت ¹²دامیان اومد بالا و اونا رو تو اون وضعی...

P16خونه فورجر ها انیا:من اومدم یور:خوش اومدی اندر:تا این مقه...

راز هایی که مارا کنار هم آوردند=پارت۴فردای اون روز، آنیا از ...

ادامهانیا:دفه اخرت باشه سره من داد مسزنی😡پشت صحنه انوراندر:و...

✨ **عشق سلطنتی ✨ پارت ۵****آنچه گذشت؛**ایلا با نقش کشیدن خود...

عشقی حقیقی

عشقی حقیقی

طلسم چشای بانمکت/p22/فصل۲

بعد از امتحان هند اسامی رو گفت که کی یا نفر اول هستند کلویی:...

💕 eye and waiting you 💕( تغییرنام رمان)پارت ادامه ۳۲ویو نویس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط