پارت هفتم

پارت هفتم

ا/ت ویو
به فکر اینکه قبول کنم یا نکنم خوابم برد

صبح روز بعد
کوک بهم زنگ زد

کوک،، سلام ا/ت

ا/ت،، سلام

کوک،، خب جوابت

ا/ت،، کوک راستش دیشب خیلی با خودم کلنجار رفتم و به این نتیجه رسیدم که پیشنهادت رو قبول کنم

کوک،، واقعا راست میگی
عاشقتم بیبی خوشگلم (ذوق)

ا/ت،، منم عاشقتم
خوشگلم

کوک،، بوس بهت

ا/ت،، خب من مادر پدرم صدام میکند برم بینم چیکار دارن بای

کوک،، بای

پایان مکالمه

ا/ت،، بله، مامان چیکار داری

م ا/ت،، دخترم ی نفر بیرون کارت داره ، میگه قبلاً همکلاسیت بوده ، برو ببین چیکار داره

ا/ت،، چشم

رفتم بیرون با کسی که دیدم مات موندم اون ....

لایک کنید ❤️
دیدگاه ها (۱)

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

تکپارتی جونگ کوک

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

(دلداده )ا/ت: سلاممممم جین:سلام جوجه رنگیا جیمین: به به سلام...

🖤 عروس مافیا | پارت چهارمساعت ۲ بعدازظهر | عمارت جونگ‌کوکا/ت...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط