سناریو درخواستی
وقتی وسط داستان کردن بیهوش میشیم
نامجون=عه وا خوابیدی ۲دقیقه ی بعد
ا.ت ا.ت حالت خوبه بیدار شو ازت میکشه بیرون میبرتت حموم دلت و ماساژ میده
جین=بیبی حالت خوبه ای وای میکشه بیرون دکتر خبر میکنه آبروتون میره
یونگی=همیشه خشن بودو و این اتفاق همیشه میافتد و عادت داشت
جیهوپ=سانشاینم غلط کردم پاشو تو که هیچ وقت اینجوری نمی شدی دفعه ی بعد آرومتر انجام میده
جیمین=مست بود وقتی دید بیهوش شدی مستی از کلش پرید دیگه انجام نداد فردا باهاش قهر کردی
تهیونگ=نمی خواستی انجام بدی کلشو گریه کردی بعد انقدر درد داشتی بیهوش شدی
جونکوک=میبرتت حموم اونجا به هوش میای یه چند راندم اونجا به فنا میری
نامجون=عه وا خوابیدی ۲دقیقه ی بعد
ا.ت ا.ت حالت خوبه بیدار شو ازت میکشه بیرون میبرتت حموم دلت و ماساژ میده
جین=بیبی حالت خوبه ای وای میکشه بیرون دکتر خبر میکنه آبروتون میره
یونگی=همیشه خشن بودو و این اتفاق همیشه میافتد و عادت داشت
جیهوپ=سانشاینم غلط کردم پاشو تو که هیچ وقت اینجوری نمی شدی دفعه ی بعد آرومتر انجام میده
جیمین=مست بود وقتی دید بیهوش شدی مستی از کلش پرید دیگه انجام نداد فردا باهاش قهر کردی
تهیونگ=نمی خواستی انجام بدی کلشو گریه کردی بعد انقدر درد داشتی بیهوش شدی
جونکوک=میبرتت حموم اونجا به هوش میای یه چند راندم اونجا به فنا میری
- ۲۲.۴k
- ۱۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط