" 𝑀𝓎 𝓌𝒾𝓁𝒹 𝒷𝑜𝓎 𝒻𝒾𝓇𝑒𝒹 ² "

" 𝑀𝓎 𝓌𝒾𝓁𝒹 𝒷𝑜𝓎 𝒻𝒾𝓇𝑒𝒹 ² "
𝒫𝒶𝓇𝓉 : 𝟒𝟔



+اشکال نداره که توشو ببینم نه


و شروع کرد به باز کردن جعبه و دونه دونه وسایل داخلش رو بیرون می‌آورد والی همه اونا یه مشت کاغذ و پرونده بودن که چشمش به جعبه چوبی ای افتاد که زیر کاغذ ها خود نمایی میکرد برگه هارو کنار گذاشت و جعبه رو برداشت
جعبه قشنگ و خوش تراشی بود
گیره کوچیکی کنار جعبه بود که انگار قفلش بود آروم گیره رو باز کرد که در جعبه باز شد آروم در جعبه رو به سمت بالا هل داد که با دیدن چیزی که داخلش بود خشکش زد و خون به مغزش نمی‌رسید
ترسیده بود و نمیدونست چیکار کنه افکارش پشت سر هم و با سرعت نور از مغزش عبور میکردن و این باعث میشد بیشتر گیج و ترسیده بشه بعد چند مین به خودش اومد و‌سریع در جعبه رو بست و همون طور که بود سر جاش گذاشت



* پایان فلش بک *


+ اهوم..ببخشید نباید فضولی میکردم
♧...
+ حالا واقعا مافیایی
♧ اگه باشم واکنشت چیه
+ هیچی من از مافیایی خوشم‌میاد ولی..چرا بهم‌نگفتی
♧ اوه..خوب..نمیدونستم واکنشی چیه میترسیدم که ناراحت بشی و ازم بترسی
+ نه بابا برای چی باید بترسم
( انگار نه انگار وقتی تنفگ دید تقریبا شاشیده بود به خودش 😐)
♧ یعنی واقعا با ایم قضیه مشکلی نداری؟
+ نه...فقط میشه کار با تفنگ رو به منم‌یاد بدی * کیوت *
♧ها..برای چی میخوای یاد بگیری
+همینجوری
♧ نمیشه نمیتونم
+ چرا لطفا * مظلوم *
♧ ات نمیشه تفنگ که بچه بازی نیست
+ یعنی الان من بچه ام ؟
♧ ......




ادامه دارد ........
دیدگاه ها (۱۷)

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 گردنبند آرزوهاپارت پنجم | راز حیواناتا....

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۶۲ | روزت مبارک، س...

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)سونگمین/ا.تبرای آخرین بار به جعبه...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "44""ویو پارک آنجلینا"صبح ...

کپشنننن مهمهههه گودی گودی🎀🤣عروسک من😈🔞پارت بیست و هشتویکتور ب...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵³ویو: اترسیدیم به عمارت.همین که د...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁶ماشین رو نگه داشت، نگاهشو به پسر بقل ...

چند پارتی تهیونگ (درخواستی)

part 53یونگی دستشو گرفت و گذاشت روی پای خودش و آروم آروم بان...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۸ — صبحِ عملیاتصبح روز بعد، ساعت هفت صبح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط