{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیامبری از کنار خانه ما رد شد

پیامبری از کنار خانه ما رد شد

لباسهای ما خاکی بود .او خاک روی لباسهایمان را به اشارتی تکانید
لباس ما از جنس نور شد
وما قلبمان را از زیر لباسمان دیدیم .
دیدگاه ها (۱)

"ناد علیا مظهر العجائب * تجده عونا لک فی النّوائب کلّ غمٍّ و...

Wherever I amThe land is mineAndYou are mine too

واقعا تا به حال خودتو به چالش کشیدی ؟دو دو تا چهار تا کردی ت...

اگر تو در زمان امیر المومنین علی بودی ؟در کدام جبهه می بودی ...

پارت ۷۸ |«خوابی پنهان خسته نباشی؟...»آن روز...از صبح، شرکت غ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون 𝗣𝗔𝗥𝗧 : 137✦..................

رمان انفجار و امید

🌷معلم شهید🌷آن‌ها نرفتند؛فقط از هیاهوی خاک، به آرامش افلاک کو...

༒ 𝘽𝙡𝙤𝙤𝙙𝙮 𝙑𝙖𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚 ༒ __ ___ part 1باران شدیدی می‌بارید ...

p15شب شده بود.جنا بعد از بستن آتلیه، به سمت خانه راه افتاد. ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p12همون موقع، کیلومترها اون‌طرف‌تر...نینا...

دردسر های بچه داری پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط