{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیامبری از کنار خانه ما رد شد

پیامبری از کنار خانه ما رد شد

لباسهای ما خاکی بود .او خاک روی لباسهایمان را به اشارتی تکانید
لباس ما از جنس نور شد
وما قلبمان را از زیر لباسمان دیدیم .
دیدگاه ها (۱)

✨ این هم از اورال "تانیش" که همه منتظرش بودید!لباسی که همه‌چ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p90صبح...نور خورشید از پنجره‌ی بلند اتاق...

🌷معلم شهید🌷آن‌ها نرفتند؛فقط از هیاهوی خاک، به آرامش افلاک کو...

༒ 𝘽𝙡𝙤𝙤𝙙𝙮 𝙑𝙖𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚 ༒ __ ___ part 1باران شدیدی می‌بارید ...

HATE TO LOVE¹(ویو:رز)نور پرانرژی صبح از میان پرده های حریر آ...

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

پارت ۴۸سه روز از آن شب جهنمی گذشته بود. سه روزی که عمارتِ کی...

╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌙 ویو آتبارون ریزی شروع شده بود و خیابون‌...

Twenty two

پارت 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط