هر کجا نام حسین آمد، باران بارید ...

هر کجا نام حسین آمد، باران بارید ...

... مادرش مطمئناً بود نمیدانستم

دست و پا میزد و گفتند همه تشنه لب است

نیزه ای بین دهن بود نمیدانستم

فاطمه زنده از آن کوچه اگر برگشته

علتش کار حسن بود نمیدانستم
دیدگاه ها (۳)

🖤🌹 السلام علی الحسین علیه‌السلام...السلام علی قلبِ زینب... 🥀...

فاطمه(س) مادر مقاومت استدر ایام فاطمیه، دلمان به کوچه‌های مد...

پارت ۵۱ — چیزی که برگشتچند ساعت از بیدار شدن یورا گذشته بود....

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

👑 پارت دوم | اولین رقصلیانا هنوز از اتفاق چند دقیقه‌ی قبل بی...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط