وقتی مافیا هستی و عضو هشتم بی تی اس...2

وقتی مافیا هستی و عضو هشتم بی تی اس...2
پارت سوم
ویو ا.ت
که کوک گفت
_دفعه آخرت باشه میگی اون ها بچه های من هستند
سانا@:عزیزم چرا نمیخوای باور کنی تو مست بودی باید هم یادت نباشه
نامجون :بس کن سانا ...بریم سوار ون بشیم
با پسرا رفتیم سوار ون شدیم و حرکت کردیم سمت محل کنسرت
رسیدیم و کنسرت رو برگزار کردیم آخر های کنسرت بود حالم اصلا خوب نبود برای یکی از آهنگ ها پشت هم به صف وایستادن بودیم داشت کم کم چشمام سیاهی می‌رفت زانو هام شل کرده بود. که دست یکی رو دور کمرم حس کردم
_ا.ت یکم دیگه تحمل کن تمام میشه
+نمیتونم نفس بکشم
کنسرت تمام شد دو نفر دو نفر کنار همدیگه رفتیم تو بک استیج من و کوک آخرین نفر بودیم که هنوز به بک استیج نرسیده بودم بیهوش شدم فقط صدای آرمی ها دادی که کوک زد رو شنیدم و دیگه چشمام بسته بود
_ا.تتت
ویو کوک
ا.ت رو براید استایل بغل کردم و سریع گذاشتمش رو مبل رختکن از اونجایی که زن تهیونگ یعنی هانا دکتر بود ا.ت رو معاینه کرد و روی دهن و بینی از این کپسول های اکسیژن دستی گذاشت
بعد از ده مین ا.ت به هوش اومد
هانا:ا.ت خوبی ؟!
+آ،اره خوبم ب،بریم
جین:آره آره بهتره بریم
پسرا هر کس همراه با زنشون رفتند خونه شون حتی کوک منم سمت عمارتم رفتم بعد از سی مین رسیدیم که سوهیون اومد
#ا.ت دیدم تو بک استیج بیهوش شدی بادیگارد ها نزاشتن بیام خوبی !؟
+آره خوبم فقط میشه غذا درست کنی
#اره الان درست میکنم
سوهیون رفت غذا درست کرد بعد بیست مین نشستیم با هم غذا خوردیم
#برو بخواب
+ولی لیست فروش محموله ها چی ؟!
#من چک میکنم تو برو استراحت کن
+ممنون :)
#برو دستم درد نمیکنه
+😂
#اها راستی یه نامه اومد همراه با پسرا به یه برنامه دعوت شدید
+هومم اگر میتونی بهشون خبر بده
#باشه
ویو ا.ت
رفتم داخل اتاق خوابیدم
پرش زمانی به فردا صبح
با سر و صدا از خواب پاشدم رفتم پایین دیدم پسرا و زناشون اومدن خونه سر و وضعم رو درست کردم و لباسم رو عوض کردم رفتم پایین دیدم سر میز صبحانه نشستند
+چرا اینجایین؟!
هانا:خب اومدیم اینجا که بعد شما برید برنامه ای که دعوت شدید ما هم بیایم جا تماشا چی ها بشینیم
+هومم ببینم سانا کو ؟!
جیمین:گفت می‌ره اتاق ها رو یه نگاه بکنه
+_چییی؟!
جیهوپ:چتونه شما دو تا
_کجاست ؟!
یونگی:رفت بالا
هم من هم کوک سریع رفتیم بالا دیدم داره میره تو اتاقی که اسلحه ها هست سریع رفتم پیشش
+هی داری چه غلطی می‌کنی ؟!
@اوه ا.ت چرا اومدی
+گوشیت رو بده
@....
نظر یادت نره رفیق!

#bts#army#BTS#ARMY#BANGTAN#JUNGKOOK#fake
دیدگاه ها (۱۲)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

پارت ششسانا: اگر حرفم رو باور نکردی اشکال ندارهفقط بهم گوش ک...

سیلام 🧸 بریم پارت گذاری !؟لتس گوویو «ا/ت» مامان رفت تو اتاقش...

همسر غیره منتظره

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

وقتی استادت بودP:1ویو ا.ت:صبح بیدار شدم دیدم بوی قهوه میاد س...

My Boy❄

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط