{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چی میشد اون دستای کوچیکو گرم

چی میشد اون دستای کوچیکو گرم

رو سرم دسته نوازش میکشید

بستر تنهایو سرد منو

بوسه گرمی به اتش میکشید

چی میشد تو خونه ی کوچیک مَن

غنچه های گل غم وا نمیشد

چی میشد هیچکَسی تنها نمیزاشت

جز خدا هیچ کسی تنها نمیشد

من هنوز دربه در شهر غمم

شبم از هرَچه شبه سیاه تره

زندگی زندون سرد کینه هاست

رو دلم زخم هزارتا خنجره

من هنوز دربه در شهر غمم

شبم از هرچه شبه سیاه تَره

زندگی زندون سرد کینه هاست

رو دلم زخم هزارتا خنجره ..


#داریوش
دیدگاه ها (۵)

خَسته و دربه در شهر غمم ... شبَم از هرچه شبه سیاه تره ... زن...

مَن چه خوشبین بودَم همه اش رویآ بود و خُدا می دانَد سادِگی ا...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷⁸نتونست ادامه بده،چشم‌هاشو بست و گوشه ...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

یوشیرو حتی بهتر از کامیل کازوتورا رو میشناختچون کامیل همیشه ...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:8ویو جونگکوک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط