پارت ۶

پارت ۶

ات داشت وسایلش رو جمع میکرد
که پرستار ها میان دورش جمع میشن

جنا: ات واقعا مجبوری بری
جیهون: ات لطفا نرو
ات: بچه ها لطفا اروم باشید تصمیم من عوض نمیشه
جنا: باشه پس قبل رفتنت میخوام یه چیزایی بهت بگم
ات: چی میخوای بگی
جنا: اول اینکه ما یعنی هممون تو رو خیلی دوست داریم

همه ی پرستار ها سرشون رو تکون میدن به معنی اره

ات: منم دوستون دارم بچه ها
جنا: و اینکه فکر کنم کسی که اقای مین رو گشته........
ات: اره میدونم برادر توعه.... تهیونگ

همه ی پرستار ها از شوکه میشن که تهیونگ برادر جناعه

جیهون: واقعا تهیونگ برادرته.... شوک......
جنا: هوم... اره
ات: بچه ها من میخوام برم.... من...... بغضش میترکه و گره میکنه......
ات: میخوام برم هق قبرستون پیش یونگیم.... گریه شدید......
جنا: باشه من میرسونمت
ات: نه میخوام خودم تنهایی برم
جنا: اما
جیهون: بزار بره
جنا: اهوم

ات سوار ماشینش میشه و میره قبرستون و میبینه که یه نفر بالای قبر یونگی وایساده
از ماشین پیاده میشه و میبینه که اون شخص تهیونگه و میره نزدیک تهیونگ میشه

ات: چرا اینجایی ها میخواستی مطمعن بشی مرده اره مرده و تو کوشتیش..... داد.....
دیدگاه ها (۴)

.پارت 23 ویو ات و هیون داخل مدرسه: ات: اخیش بلاخره رسیدیم مد...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

پارت 42 رمان عشق مدرسه ای بعد 25 دقیقه دیگه فرنی ات حاظر میش...

My dady پارت④①«ویو ۳ روز بعد تهیونگ» همینطور که با جیمین صحب...

پارت ۱۵ ات خندید و تهیونگ رو بغل کرد ....تهیونگ گفت ...قربون...

چند پارتی

گمشده در روشنایی. P 4

مربی موتور سوار

THE FIRST KISSPART: 9رفتم بیرون بار به دیوار بار تکیه دادم ب...

تک پارتی ( وقتی عصبی بود )( علامت جیهوپ * علامت ات + و کسای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط