(پارت۱۱)

بعو جونگ کوک یکدفعه تعجب کرد که این کی بود که صدای هزار تا آرمی رو داشت.
جونگ کوک در گوش نامجون گفت:من دلم میخواد بدونم اون آرمی کی بود!
نامجون:اون آرمی چه کسی بود؟؟
ا/ت:منننننننننننن اینجااااام(خیلی بلند)
اعضا داشتن دنبال ا/ت میگشتن که تهیونگ گفت:من پیداش کردم ارمیه ایرانیه!!!
جونگ کوک به اعضا گفت:همیشه دلم میخواست یه آرمی ایرانی ببینم.
بعد نامجون از مسئول های امنیتی درخواست کرد تا ا/ت رو روی استیج بیارن.
ا/ت که داشت از دست میرفت از شدت خوشحالی همراه مسئول ها روی استیج رفت؛ توی مسیر همش دست و پاهاش میلرزید
وقتی روی استیج رسید جلوی اعضا خم شد و اول از همه پرید بغل جونگ کوک!
جونگ کوک هم از تعجب خشکش زد چونکه جیهوپ گفته بود که اون مسلمونه و مواظب باشید که دستتون به دستش نخوره جونگ کوک از دیدن ا/ت خیلی خوشحال شد و محکم تر بغلش کرد ا/ت هم داشت میمرد
ا/ت یه گردنبند خریده بود که با یک قلب بهم وصل میشد و آهن ربایی بود(از اون گردنبند هایی که دوستای صمیمی میندازن گردنشون)
یکی از گردنبند هارو انداخت گردن جونگ کوک و اون‌یکی رو انداخت گردن خودش و به کوکی گفت که هیچوقت اون رو در نیاره
اعضا هم اومدن و با ا/ت دست دادن و گفتن: که میتونی بخونی؟؟
ا/ت هم گفت بله میتونم من تمام رقص های شما رو بلدم.
اعضا هم تعجب کردن و ازش درخواست کردن که باهاشون اجرا کنه.
یه میکروفن برای ا/ت آوردن و جیمین گفت چطوره No more dreams رو اجرا کنیم؟
اعضا هم قبول کردن و قرار شد ا/ت نوبت جونگ کوک رو بخونه.
ا/ت خیلی استرس داشت و هم هیجان زده بود و سعی می‌کرد تمام تلاشش رو بکنه.
اجرا شروع شد سوجین هم از اول که ا/ت روی استیج رفته بود داشت بالا و پایین می‌پرید و تشویقش میکرد.
نوبت نامجون تموم شد بعد شوگا و بقیه اعضا و حالا نوبت ا/ت تمام رقص هارو با هماهنگی اعضا انجام داد و اعضا با صدای شگفت انگیزش خیلی تعجب کرده بودند و عاشق رقص و صدای ا/ت شدن بعد از تموم شدن اجرا........
دیدگاه ها (۱۳)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

تکپارتی جونگ کوک

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

🖤 قسمت سوم: برخورد دوباره ژانر: مافیایی | عاشقانه | کمدی | ا...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط