{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید کسی باشد شبی ماتم بگیرد

باید کسی باشد شبی ماتم بگیرد
وقتی نبودم صورتش را غم بگیرد

باید کسی باشد که عکس خنده ام را
در لابه لای گریه اش محکم بگیرد

چشمش به هر کوچه خیابانی بیافتد
باران تنهاتر شدن، نم نم بگیرد

هی شهر را با خاطراتش در نوردد
آینده اش را سایه ای مبهم بگیرد

از گریه های او خدا قلبش بلرزد
از گریه های او نفسهایم بگیرد

من جای خالی باشم و او هم برایم
هر پنج شنبه شاخه ای مریم بگیرد
دیدگاه ها (۵)

لحظه ی دیدار با تو بعد از اینکه تهیونگ با اون حرکت رو از روی...

تکاپو پارت 107:خاک تو سرت🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد...نور خورشید ...

پارت۱بارون به شدت به سقف فلزیِ سالن تمرینِ متروکه‌ی شماره‌ی ...

( last minute )

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p81نینا با اخم گفت:«چیه؟»جیمین خیلی عادی...

در نیمه های شب پارت سیزدهم (فلش بک به زندگی زاندر)

برده عمارت جئون

پارت: 9 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*هوای سالنِ قدیمی مثل همیشه ...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط