سلاااام.. بچه ها امروز بیکارممم
سلاااام.. بچه ها امروز بیکارممم
الان 3 پارت میزارم
اگه تعداد لایک و کامنتا زیاد بود بیشتر میزارم
34:
-ب..ببخشید بچه ها..متاسفم..واقعا نمیدونم چرا اینطور شدم .. به خودم قول دادم فراموشش کنم ولی نمیشه
چانی و سهون و بک که از ماجرا خبر داشتن سرشونو به نشونه اشکال نداره تکون دادن
_بریم؟؟
بچه ها: بریم
.........
کوکو و غزل جیغ بلندی کشیدن و با دو رفتن سمت key (عضو گروه شاینی)
بچه ها دوستاشونو صدا کردن تا با هم اشنا بشیم همه توی سالن رو زمین نشسته بودن کوثر عین میمون از یه طرف میپرید یه طرف دیگه (تلافی اینکه به خشایارم گفتی میمون کوکو جاننن)
همه بودن به جز FX امبر تنها اومد تو سالن ...به احترامش بلند شدم .
چانی: خواهر دوقلواید!؟
_ من خواهر ندارم -_-
چانی: هر دوتون پسر نمایید هاهاها
رفتم سمت امبر و محکم بغلش کردم ..خیلی دوسش دارم ..خیلی زیاااد
_ وای امبر جونم عاشقتم
کای: حالا منو که دید نزدیک بود با اخماش خفم کنه هااااا..فکر کردم پسره
_کاااای ....
کای: اوکی ساکت میشم :/
هممون خندیدیم
سوهو: پاشید ..پاشید بریم پیش لی سومان
پسرا رفتن ...من نشسته بودم بین امبر و وی
وی: میگم این لوهانم چه سلیقه ای داره و ما نمیدونستیم ....
غزل خندید و تشکر کرد
لپ وی رو گرفتم و کشیدم
_ چش چرونی !؟
وی: هیییییین ...نه بابا منه بچه مثبتو چی به چش چرونیییییی ....
خندیدم و گفتم : واقعا فضایی هستیاااا
داشتیم حرف میزدیم که کریستال وارد سالن شد
کریستال: کریس جون کووووو؟؟!
با دیدن ما دست به کمر شد و گفت : شما کی هستید!؟
غزل: من دوس دختر لوهانم
کوکو: منم دوس دختر کرییییسمممم
من: منم ..... هم دانشگاهی بچه ها
کریستال : اها...از اشناییتون خوشبختم
لبخندی بهش زدم
امبر: دنبال کریس میگردی؟!
کریستال: اره
کوکو: با دوس پسر من چیکار داااااررریییی ؟ ها؟ها؟ها؟
غزل : ارام..ارام ...نفس بکش
من: دختر خالمو ولش کنید ..خله...اوپا کریس و پسرا رفتن پیش لی سومان
کریستال: اها...ممنون
من: خواهش میکنم اونی
کوکو: ایشششش
من: کوووکووو ....
کوکو: ها؟...این چیکار با دوس پسر من داره؟؟؟؟
من: این چه طرز برخورده؟خب همکارن..شاید کارش داره ....
کوکو: حالا هرچی... ایش..کرییسسس ججووووننن ....اووق
#خواب_محال
الان 3 پارت میزارم
اگه تعداد لایک و کامنتا زیاد بود بیشتر میزارم
34:
-ب..ببخشید بچه ها..متاسفم..واقعا نمیدونم چرا اینطور شدم .. به خودم قول دادم فراموشش کنم ولی نمیشه
چانی و سهون و بک که از ماجرا خبر داشتن سرشونو به نشونه اشکال نداره تکون دادن
_بریم؟؟
بچه ها: بریم
.........
کوکو و غزل جیغ بلندی کشیدن و با دو رفتن سمت key (عضو گروه شاینی)
بچه ها دوستاشونو صدا کردن تا با هم اشنا بشیم همه توی سالن رو زمین نشسته بودن کوثر عین میمون از یه طرف میپرید یه طرف دیگه (تلافی اینکه به خشایارم گفتی میمون کوکو جاننن)
همه بودن به جز FX امبر تنها اومد تو سالن ...به احترامش بلند شدم .
چانی: خواهر دوقلواید!؟
_ من خواهر ندارم -_-
چانی: هر دوتون پسر نمایید هاهاها
رفتم سمت امبر و محکم بغلش کردم ..خیلی دوسش دارم ..خیلی زیاااد
_ وای امبر جونم عاشقتم
کای: حالا منو که دید نزدیک بود با اخماش خفم کنه هااااا..فکر کردم پسره
_کاااای ....
کای: اوکی ساکت میشم :/
هممون خندیدیم
سوهو: پاشید ..پاشید بریم پیش لی سومان
پسرا رفتن ...من نشسته بودم بین امبر و وی
وی: میگم این لوهانم چه سلیقه ای داره و ما نمیدونستیم ....
غزل خندید و تشکر کرد
لپ وی رو گرفتم و کشیدم
_ چش چرونی !؟
وی: هیییییین ...نه بابا منه بچه مثبتو چی به چش چرونیییییی ....
خندیدم و گفتم : واقعا فضایی هستیاااا
داشتیم حرف میزدیم که کریستال وارد سالن شد
کریستال: کریس جون کووووو؟؟!
با دیدن ما دست به کمر شد و گفت : شما کی هستید!؟
غزل: من دوس دختر لوهانم
کوکو: منم دوس دختر کرییییسمممم
من: منم ..... هم دانشگاهی بچه ها
کریستال : اها...از اشناییتون خوشبختم
لبخندی بهش زدم
امبر: دنبال کریس میگردی؟!
کریستال: اره
کوکو: با دوس پسر من چیکار داااااررریییی ؟ ها؟ها؟ها؟
غزل : ارام..ارام ...نفس بکش
من: دختر خالمو ولش کنید ..خله...اوپا کریس و پسرا رفتن پیش لی سومان
کریستال: اها...ممنون
من: خواهش میکنم اونی
کوکو: ایشششش
من: کوووکووو ....
کوکو: ها؟...این چیکار با دوس پسر من داره؟؟؟؟
من: این چه طرز برخورده؟خب همکارن..شاید کارش داره ....
کوکو: حالا هرچی... ایش..کرییسسس ججووووننن ....اووق
#خواب_محال
- ۶.۴k
- ۱۱ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط