خالی بود دستم میترسیدم بری هیچی نگفتم

خالی بود دستم میترسیدم بری هیچی نگفتم
نمیخواستم که از چشمت بیوفتم
من همه حرفامو گفتم
سعیمو کردم نگه دارم تورو با همه سختی
من نبودم تو اون دنیا که ساختی
دیدی آخرشم ما هردو باختیم
برو ولی همه درا رو پنجره ها رو باز میذارم تا که بیای
خورشیدو ماه رو حتی خدارو قسم میدم خیلی زیاد تا که بیای
یعنی میشه بیای
برو ولی همه درا رو پنجره ها رو باز میذارم تا که بیای
خورشیدو ماه رو حتی خدارو قسم میدم خیلی زیاد تا که بیای
یعنی میشه بیای

من میبستم دستمو تا تو نبینی خالی ام
تا نفهمی که نباشی بی تو من چه حالی ام
من برات زیباترینو از خودم میخواستمش
نه نشد باور کنم آخر خودم میبازمت
برو ولی همه درا رو پنجره ها رو باز میذارم تا که بیای
خورشیدو ماه رو حتی خدارو قسم میدم خیلی زیاد تا که بیای
یعنی میشه بیای
برو ولی همه درا رو پنجره ها رو باز میذارم تا که بیای
خورشیدو ماه رو حتی خدارو قسم میدم خیلی زیاد تا که بیای
یعنی میشه بیای
دیدگاه ها (۱)

‏🐿‏[۰۰:۲۳ به وقت کره]•استیکر•امروز یه کارمند ازم پرسید که آی...

خب بریم چندتا راهکار برای حفظ درسایی مثل تاریخ و ادبیات بگیم...

روباه کوچولوی من پارت نه ꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚>> فردای ان روز @وی...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت ۷۵صدای تیر همه چشماشون رو بسته بودن و نم...

true Love②⓪شبتهیونگ خونه ی خودم بودم صدای در رو شنیدم.. سونگ...

دوستااااااان کپشن مهمهههههه...نامنامنامنام سلام 🦦🎀امممم خب ب...

پارت ۳

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز مجازات_یک_ماهه#سناریو─────────...

[•] عــــمارت★عشقـــ[•] Part number 28"شاید..."+«یعنی امکان ...

Love&HateP.8"بازم ویو رامیلا" مامانم داشت در مورد مراسم حرف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط