{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز یک نفر

امروز یک نفر
برایم اشتباهی فرستاد:
«کجایی؟!»
دلم هُری فرو ریخت ،
مدتها بود منتظر شنیدن
همین یک کلمه بودم...
چه فرقی می‌کند
کجای دنیا نشسته باشی؟!
مهم این است که یک نفر هست
که کجا بودنِ تو برایش مهم است!
شاید آن یک نفر رویش نشود بگوید
دلم برایت تنگ شده و به جانم نق میزند
بیا دیگر... و همه ی این حرف را خلاصه کند
در «کجایی؟!»داشتم به همین چیز ها فکر می کردم
که دوباره برایم فرستاد:
ببخشید اشتباه فرستادم!
برایش نوشتم: می دانم ، من در
ایستگاه اتوبوس ، خیابان ولیعصر
نشسته ام.می شود اشتباهی
حال مرا بپرسید؟!اما او دیگر حالم را نپرسید...
آدم غریبه ها برایشان مهم نیست
که دیگران چگونه اند و کجای
شهر نشسته اند ،
تو که غریبه نیستی...
بپرس حال مرا ؛ بگو کجایی؟!...e
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲۰ — بعد از آن شبسه ماه گذشت.یورا دیگر آن دختر سردرگم ر...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

وقتی یادت رفت مرا دوست داشتی...

پروانه جان

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش اول_بدترین دردی که می‌توان...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❾زندگی برای اینکه یکباردوستت داشته باشم خیلی کوت...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 5 | یک قدم نزدیک‌ترروزهای بعد، چیزی بین ا/ت و جیم...

رمان انتقام ازدواج کامل

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 11 | جزئیات کوچکصبح روز بعد، ا/ت کمی زودتر از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط