{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز دلم رفته کنج شش گوشه زانو بغل گرفته و روضه ی عطش را ز

باز دلم رفته کنج شش گوشه زانو بغل گرفته و روضه ی عطش را زار می زند ...

انگار همه روضه ی تو را می خوانند حسین ..

حوالی ظهر بود . می خواستم لب باز کنم و بگویم که چقدر تشنه ام ، آنقدر که زبان در کامم...اما به جای کلمات اشک بود که از گوشه ی چشمم سرازیر شد ...

کسی برایمان از سپید شدن ناگهانی موهایش گفت که چطور چند لحظه اضطراب برای همیشه رنگ سپید را مهمان گوشه ای از گیسوانش کرده ...

و آب که تند و زلال گوشه ای جاری بود و لبهای عطش ناکی که بوی خنکای آب تشنه ترش می کرد ...

واین روزه داری چقدر ما را به تو نزدیک کرده است ...

می بینی ؟!

انگار همه روضه ی تو را می خوانند حسین
دیدگاه ها (۸)

اللهم صل علی محمد وآل محمد

خدایا یعنی میشه.

"ورود کاروان به کربلا"بـــــار بگشـــــایید اینجـــــــا کرب...

ای خسته از جماعتِ غرقِ ریا حسینای دل بُریده از همه ی رنگ ها ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

خدا....یه ویترین داره برای بنده هاش خیلی قشنگه...گاهی که به ...

پارت: 16 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**یونیفرم سیاه و سفیدِ کارم...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

وقتی می‌خندی، دنیای من دگرگون می‌شود؛ انگار در آن لحظه‌ها تم...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۱۱: حقیقتِ زیرِ سطحِ آبجونگ‌کوک ب...

پیمان نقره ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط