پارت 37 فیک اجبار

پارت ۳7



♒فیک اجبار♒



جونگ کوک

چطور تونسته یه همچین کاری بکنه......من...من رسما یه قاتل رو تو خونم نگه داشتم...........کسی....کسی که عاشقش شدم.....زنی که بهترین دوستم عاشقش بودو کشته.‌‌‌‌‌‌......اما......اما چرا باید بکشتش.......

لونا
جی وونگ چطوری تونستی......میکشمت عوضییییی.......تو زندگیه منو نابود کردی.....من....من کاری نکردم.....کاری نکردم(از شدت گریه بیهوش میشه)

جی‌وونگ
خب....بازی تازه داره شروع میشه وقت انتقام پدرمو از جونگ کوک بگیرم ...اونم با ضربه ای نمیتونه فکرشو بکنه.......تازه اولش پسره ی خوش شانس.....

جونگ کوک

×میتونم بیام تو....باید حرف بزنیم داداش
+.........ء
×جونگ کوک باید حرف بزنیم
+تو..از کجا....از کجا فهمیدی لونا اونو کشته....
×خب.‌.....نمیدونم‌چجوری بهت بگم....نمیخوام از این داغون تر شی داداش
+بگو میشنوم
×............ء
+گفتم بگووو(با داد)
×خب راستش.....راستش ...لونا و مینو(همونی که جی وونگ دوسش داشت)باهم دوست صمیمی بودن ...اون موقعه که من عاشق مینو شدم....بعدش فهمیدم که.....لونا..........
+لونا چی؟؟؟؟
×لونا عاشقم شده بود جونگ کوک........
+چی.....چی؟؟؟
×من...من بهش گفتم مینو رو دوست دارم......بهم گفت که نمیزاره بهم برسیم....ولی....ولی نمیدونستم روانیه....بعد......بعد اون
+بعد چی؟؟؟؟؟چی؟؟؟؟حرف بزن لعنتی



😅دیگه خودمم وقتی دارم میتویسم استرس دارم چه برسه شما 😂😂😂

ولی خدایی این فیک با بقیه فیکایی که خوندین فرق نداره؟؟؟
#FICEJBAR
#Milla
دیدگاه ها (۷)

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد نور آفتاب از ...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚 | 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏همه توی اتاق جلسه بودنتهیونگ ساکت نشسته بود و ...

« فقط پیش تو » چند دقیقه گذشته بود و جونگ‌کوک هنوز سرش روی پ...

پارت ۴۵

Borrowed Life PART:2همه خشکشون زد.^ لینا... درسته قبلاً به...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط