{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بشری خانم چند سال آخر عمرشون رو وقف آقا کردند آقا رو تنها

بشری خانم چند سال آخر عمرشون رو وقف آقا کردند آقا رو تنها نمی گذاشتند.
رسیدگی مادرانه داشت نسبت به ایشون
به معنای واقعی کلمه ام ابیها بود.
جز به خاطر ضرورت از خانه خارج نمی شد مگر اینکه هماهنگ می کرد خواهرشون بیاد پیش آقا که اقا تنها نباشه.
از طرف اقا هم یک علاقه ی فوق العاده ای نسبت به بشری خانم وجود داشت.
سر سفره تا بشری نمی اومد غذا رو شروع نمی کرد.
دوست داشت بشری غذا رو براش بکشه.
البته واقعا همه ی فرزندان اقا خوب بودند.
آقا به دعای ۲۵ صحیفه سجادیه برای خوب شدن فرزندانشون التزام داشتند.
خدا هم دعاشون رو مستجاب کرده بود.
...

#شهیده_سید_بشری_حسینی
دیدگاه ها (۱)

👏توجه توجه توجه خیلی قشنگ بود حتما تا آخر بخونید. نهضت خرید...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

قسمت ۱۰

.......//برده ی زیبا//........

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁹﴿ویو ات﴾سنگینی عجیبی روی پلک‌هایم حس م...

توجه توجه توجه نهضت خرید نکردن از فروشگاههایی که فروشندگان آ...

رمان خبره ممنوعه پارت اول ۱

پارت هفتم ات. عوضی کوک. ممنون از تعریف ت ات. اگه خوردین بری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط