THE DIFFERENCE

p11

ویو جونگکوک:

تو خیابونا.. سرگردون با رامی رانندگی میکردیم... تا شاید آسا.. هانا یا ات رو ببینیم

به ساعت نگاه کردم.. باید میرفتم کمپانی

~ چاگیا

= هوم

~ من باید برم کمپانی.. چیزی دیدی بزنگ بهم

= باشه

به سمت کمپانی رفتم.. ماشینو به رامی سپردم و رفتم داخل

تهیونگ ویو:

سوجون داشت از در میرفت بیرون..میره پیش ات.. نمیتونم تعقیبش کنم.. میفهمه

باید میرفتیم کمپانی

_هانول حاضری بریم؟

× بریم

راه افتادیم سمت کمپانی برای تمرین

× واقعا حال تمرین ندارم

_ من دارم بنظرت؟

" نیم ساعت بعد"

وانیلا:

تهیونگ و هانول وارد اتاق تمرین شدن.. پسرا همه اونجا بودن

«برای پسرا بجای اسم و علامت ایموجیاشونو میزارم»

🐨 چه عجب اومدین

_ ترافیک بود

🐹 خبری از ات نشد؟

× نه *بغض*

🐥 بنظرم تمرینو شروع کنیم

🐿 اره

اهنگ Dynamite رو گذاشتن.. میخوندن و میرقصیدن

تو مراسم هر گروه دوتا اهنگ اجرا میکنه

اهنگ دوم ON بود

درحال اجرای اهنگ دوم بودن.. یهو هانول روی زمین افتاد

پسرا سریع به سمتش دویدن

🐨 حالت خوبه؟

🐱 هانول چیشد؟

_ چاگیا.. جاییت درد گرفت؟

× نمیتونم.. نمیتونم ادامه بدم.. حالم خیلی بده... نمیتونم بدون ات ادامه بدم... ات تو نوشتن متن این اهنگ کمکم کرد.. یادش میوفتم *گریه*

🐥 آیشش.. شیبال

_ منم.. منم نمیکشم

~ نونا... منم بدون آسا دارم میمیرم

& فکر کردی زندگی بدون هانا برام راحته؟

_ منم واقعا دلم برای دخترم تنگ شده

از رو زمین بلند شد و تو روی جیهوپ و کوک و تهیونگ لب زد

× خفه تهیونگ خفه شو.. همتون خفه شین... تقصیر شماهاست که اون سه تا طفل معصوم رو دوست نداشتین بخاطر دختر بودنشون... تقصیر شماهاست که رفتن.. هرروز فکر میکنم که کجان.. چیکار میکنن.. چی میخورن.. ازتون متنفرم... چرا با بقیه دخترا خوبین به جز دخترای خودتون؟ هان؟ تهیونگ تو اگه دختر دوست نداشتی خیلی گوه میخوردی وقتی من حامله بودم میگفتی بچم باید دختر باشه *کلشو با جیغ و داد و گریه گفت *
دیدگاه ها (۳)

#عشق_بعد_نفرتپارت: 6ویو اترفتم آشپز خونه میزو جمع کردم و منت...

╭─────────────── 🎂 ───────────────╮✦ پارت ۶۳ | این بار ته طر...

پارت پنج لی: راستش یونگی قبلاً عاشق یه دختر به اسم سانا بوده...

پارت پنج

ازدواج اجباری

#دو پارتی از هیونجین . درخواستی موضوع: (وقتی توی کمپانی باها...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

پارت 18 رمان❤ عشق مدرسه ای ❤هیونجین: اها ویو ساعت 9 وقتی میخ...

تک_پارتی وقتی با دوست پیرامون رفتیم دستشویی مدرسه و اهم اهم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط