عاشقم باش پارت هشت

عاشقم باش پارت هشت


دیانا: چرا ؟🧐
ارسلان : 5 ماه دیگه به رومینا میرسم
دیانا : خوشبخت بشید🤮
ارسلان : فعلا که تو زن منی
دیانا: همه چی سوری😖
ارسلان : میدونم
دیانا: الان دیگه رو باید تو ی خونه زندگی کنیم
ارسلان : آره دیگه
دیانا: شبا باید پیش هم بخوابیم؟
ارسلان: نه فقط امشب آره
دیانا : چرا
ارسلان : چون خواهرم از آمریکا میاد خونمون😕
دیانا: باش.... رفتیم خونمون بعد 2 دقیقه خواهرش اومد
خواهر ارسلان: سلام عروس ماهم
دیانا: سلام بفرمایید داخل
ارسلان : دیانا کیه🙎🏻‍♂
دیانا : خواهرت
ارسلان: اومدم
خواهر ارسلان:.....
دیدگاه ها (۷)

پارت چهار هانا: ممنون راستی خانواده من هم میانیونگی: آره میا...

پارت چهارم جک دوباره با نامجون تماس گرفت نامجون: بله بفرمای...

پارت 29رمان عشق مدرسه ای ویو فردا صبح وقتی ات داشت برای مدرس...

عشق میان ما پارت ۹

پارت ۲۲روز خاکسپاری شیو:یونا کجاستجینو:گفت میره دستشویی و بر...

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:۵ات و کوک هنوز تو شوک بود...

پنهان عشق

پارت پنج

مافیای معروف پارت اول────۶ৎ────دختری به نام کارینا کل زیبایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط