{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏ 🐶

‏ 🐶
[03:33~03:34 به وقت GMT]

بالاخره می‌تونم راحت بخوابم
خیلی از این شو خوشم اومد...
فکر می‌کنم این تجربه برای مدت طولانی تو خاطرم می‌مونه👍
همه‌چیزهایی که جلوی محل برگزاری شو اتفاق می‌افتاد رو دیدم
اما بعداً فهمیدم بیرون، روبه‌روی ساختمان، کلی استی هم اومده بودن تا ازم حمایت کنن، حیف که نتونستم برم بیرون...
با این حال به لطف شما انرژی گرفتم!!!👍 ممنونم
•استیکر
دیدگاه ها (۰)

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۱ پارتویو &چند دقیقه گذشت.ته...

بچه ها...راستش یه استی دیگه رو هم از دست دادیم.

پارت ۲۷ 🖤به انبار قدیمی رسیدیم. هوا تاریک بود و صدای باد از ...

ترجمه لایو تولد جونگ کوک 🎀✨🐰اگه دوربین جدیدی که قصد خریدش دا...

صدای شلیک

(#قرمز_ممنوع ❤️#part⁹﴿ویو ات﴾چند بار اسمم را روی برگه خواندم...

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

پارت سوم:وقتی کمیل بالاخره سرش را از روی کاغذها بلند کرد، او...

🖤 پارت ۴۶ | «آخرین نقشه»پدر لانا لبخند زد.— «بالاخره همه خان...

ادیت از هیونگ لاین💕🎀🥟:می‌تونیم روی صورت همدیگه نقاشی بکشیم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط