آیدل من 2
اما یه مشکلی اینجاست من که دوس پسر دارم
آههههه گندش بزنن باید یه جوری باهاش بهم بزنم
انقدر با خودم حرف زدم که نمیدونم کی خوابم برد صبح
بیدار شدم بدون اینکه چیزی بخورم لباسمو پوشیدم و به
دانشگاه رفتم امروز جویان را میبینم و ازش میخوام که
باهم بهم بزنیم به جلوی در دانشگاه رسیدم که دیدم یه
ماشین داره بوق میزنه یکم دقت کردم دیدم نامجونه
- نامجون شی
+ هشش ساعت چند تعطیل میشی
- ساعت 12/30
+ باشع بای
وای بچه ها نامجوننننننن واییی حملهههههه😂😂
نامجونو گازو گرفتو رفت
-جویان خوب شدم دیدمت میخواستم یه چیزی بگم بهت
&بعد کلاس بگو
- باشه
(( ساعت ۱۲:۳۰))
- ببین جویان من ...من نمیتونم.با.....
+ ا/ت
- هاع نامجون تو اینجا چیکار میکنی
& این که بی تی اسه
+ شما کی باشید
&دوست پسرشم
+ چیی ا/ت این داره چی میگه
- بیین نامجون بهت توضیح میدم
+ آقا پسر تو بد مخمصع ای افتادی
( پیراهنه پسررو میگیره و سوار ماشین میکنه و ا/ت هم پشت ماشین نشسته و ناجون اونارا به عمارتش میبره و به ا/ت میگه )
+همینجا باش
- نامجون لطفا کاری نکن
+ به انداره کافی از دست اعصبانی هستم پس
هششششش
& ولم کن عوضی
+ چرا باهاش قرار میزاری
& چون دوستش دارم
+ میخوای دونه دونه انگشتاتو ببرم تا بفهمی داری چی
میگی
& روانی
+ باشه شروع کنیم (( یکی از انگشتای پسررو با ساتور بریدو انداخت و پسره داد زد )))
& اعععععععععع ولم کن لطفا
+ بگو دیگه سمتش نمیری
& میرم
(( همه ی انگشتاشو برید و ساتور را زد به قل...ب پسره و پسررو کش..ت و همرو ا/ت دید ))
- نن..نا..م جج..جون
+ عشقم با تو کاری ندارم (( کم کم میره سمت ا/ت )!
- نا.نامجون من باید برم
+ کجا به این زودی عشقم
- ب..باید برم کتابخونه خدافظ
(( میخواد بره ولی نامجون بازوشو محکم میگیره و پرتش
میکنه روی مبل و کنارش میشینه و دستشو دور کمر ا/ت
میزاره ))
به جای اینکه بگم ادامه دارم میخوام بگم 😂😂
خواهیم دید چه میشود .....😂😂
حمایت یادتون نره
شرط :
۱۵ لایک♥️♥️
آههههه گندش بزنن باید یه جوری باهاش بهم بزنم
انقدر با خودم حرف زدم که نمیدونم کی خوابم برد صبح
بیدار شدم بدون اینکه چیزی بخورم لباسمو پوشیدم و به
دانشگاه رفتم امروز جویان را میبینم و ازش میخوام که
باهم بهم بزنیم به جلوی در دانشگاه رسیدم که دیدم یه
ماشین داره بوق میزنه یکم دقت کردم دیدم نامجونه
- نامجون شی
+ هشش ساعت چند تعطیل میشی
- ساعت 12/30
+ باشع بای
وای بچه ها نامجوننننننن واییی حملهههههه😂😂
نامجونو گازو گرفتو رفت
-جویان خوب شدم دیدمت میخواستم یه چیزی بگم بهت
&بعد کلاس بگو
- باشه
(( ساعت ۱۲:۳۰))
- ببین جویان من ...من نمیتونم.با.....
+ ا/ت
- هاع نامجون تو اینجا چیکار میکنی
& این که بی تی اسه
+ شما کی باشید
&دوست پسرشم
+ چیی ا/ت این داره چی میگه
- بیین نامجون بهت توضیح میدم
+ آقا پسر تو بد مخمصع ای افتادی
( پیراهنه پسررو میگیره و سوار ماشین میکنه و ا/ت هم پشت ماشین نشسته و ناجون اونارا به عمارتش میبره و به ا/ت میگه )
+همینجا باش
- نامجون لطفا کاری نکن
+ به انداره کافی از دست اعصبانی هستم پس
هششششش
& ولم کن عوضی
+ چرا باهاش قرار میزاری
& چون دوستش دارم
+ میخوای دونه دونه انگشتاتو ببرم تا بفهمی داری چی
میگی
& روانی
+ باشه شروع کنیم (( یکی از انگشتای پسررو با ساتور بریدو انداخت و پسره داد زد )))
& اعععععععععع ولم کن لطفا
+ بگو دیگه سمتش نمیری
& میرم
(( همه ی انگشتاشو برید و ساتور را زد به قل...ب پسره و پسررو کش..ت و همرو ا/ت دید ))
- نن..نا..م جج..جون
+ عشقم با تو کاری ندارم (( کم کم میره سمت ا/ت )!
- نا.نامجون من باید برم
+ کجا به این زودی عشقم
- ب..باید برم کتابخونه خدافظ
(( میخواد بره ولی نامجون بازوشو محکم میگیره و پرتش
میکنه روی مبل و کنارش میشینه و دستشو دور کمر ا/ت
میزاره ))
به جای اینکه بگم ادامه دارم میخوام بگم 😂😂
خواهیم دید چه میشود .....😂😂
حمایت یادتون نره
شرط :
۱۵ لایک♥️♥️
- ۲۰.۵k
- ۱۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط