چند پارتی
وقتی بم پنجسو میزاره روی سینت....
__________________
حوله رو از جونگکوک گرفتم میخواستم در حموم ببندم که جونگکوک دوستشو گذاشت روی در و یکم حل داد با تعجب نگاش کردم
"+چیزی شده کوکی
جونگکوک سر تا پا نگام کرد فقط سرم بیرون بود و یکی از پاهام از رون تا نوک انگشتام بیرون بود چشماشو داد به رونم هنوز دستش روی در بود
" +جونگکوک عزیزم اتفاقی افتاده یخ زدم میخوام حوله بپوشم
جونگکوک در کلا باز کرد منو چسبوند به دیوار و محکم بدنشو چسبوند به بدنم به چشماش نگاه کردم اونم داشت به چشمام نگاه میکرد یهو نزدیک شد لباشو کوبوند به لبام چشمام اندازه کاسه آبگوشت خوری باز شد جونگکوک چشماشو بسته بود و با لذت لبامو میخورد (استغفرالله من چی دارم مینویسم جام تو جهنمه بخدا😂)
چند مین بعد جدا شد نگاشو داد به سینه هام یکم هلش دادم و حوله رو دور خودم کردم فقط سینه ها شکمم و یکم رونمو پوشونده بود میخواستم از کنار جونگکوک رد بشم که دوباره چسبوندم به دیوار
"_بیبی شب اعضا میان مثل اون دفعه لباس باز لختی نپوش فهمیدی(خمار و جدی)
همین جوری که حرف زد نگاشو داد به لبام
" +باشه آقا جئون میشه یکم فاصله بگیرین میخوام موهامو خشک کنم
جونگکوک لبخندی زد دستمو گرفت همرایی خودش کشوندم منو نشون روی صندلی میز آرایشی و سشوار روشن کرد و موهامو خشک کرد منم در این فاصله روتین رفتم
<<فلش ب کن به چند دقیقه بعد>>
سشوار کشیدن تموم شد جونگکوک موهامو شونه کرد و صورتشو برد داخل موهامو بو کرد از کارس خندیدم اما تعجب نکردم چون عادتش همینه جونگکوک سرشو بالا آورد بوسه زد به پیشونیم
"_ا/ت بهت گفتم ها لباس باز ممنوع
" +باشه خرگوش
"_چی؟
یک خاک بر سر به خودم گفتم چون جونگکوک خوشش نمیاد بهش بگم خرگوش
" +چیزه... ببخشید کوکی
جونگکوک اومد روبه روم روی زانوش نشست دستاشو گذاشت روی رونم و فشار داد
"_این بار بخاطر اینکه دوست دارم ازت میگذرم دفعه بعدی... خودت از من بهتر میدونی
سرمو با ذوق تکون داد
" +باشه دیگه نمیگم
لبخندی زد بلد شد و بوسه ریزی گوشه لبام گذاشت و جدا شد و از اتاق خارج شد.....
____________________
بچه ها این پارتم گذاشتم خداکنه دوست داشته باشین بوس بوس
بایییییییییی 💜✨😘☘️
__________________
حوله رو از جونگکوک گرفتم میخواستم در حموم ببندم که جونگکوک دوستشو گذاشت روی در و یکم حل داد با تعجب نگاش کردم
"+چیزی شده کوکی
جونگکوک سر تا پا نگام کرد فقط سرم بیرون بود و یکی از پاهام از رون تا نوک انگشتام بیرون بود چشماشو داد به رونم هنوز دستش روی در بود
" +جونگکوک عزیزم اتفاقی افتاده یخ زدم میخوام حوله بپوشم
جونگکوک در کلا باز کرد منو چسبوند به دیوار و محکم بدنشو چسبوند به بدنم به چشماش نگاه کردم اونم داشت به چشمام نگاه میکرد یهو نزدیک شد لباشو کوبوند به لبام چشمام اندازه کاسه آبگوشت خوری باز شد جونگکوک چشماشو بسته بود و با لذت لبامو میخورد (استغفرالله من چی دارم مینویسم جام تو جهنمه بخدا😂)
چند مین بعد جدا شد نگاشو داد به سینه هام یکم هلش دادم و حوله رو دور خودم کردم فقط سینه ها شکمم و یکم رونمو پوشونده بود میخواستم از کنار جونگکوک رد بشم که دوباره چسبوندم به دیوار
"_بیبی شب اعضا میان مثل اون دفعه لباس باز لختی نپوش فهمیدی(خمار و جدی)
همین جوری که حرف زد نگاشو داد به لبام
" +باشه آقا جئون میشه یکم فاصله بگیرین میخوام موهامو خشک کنم
جونگکوک لبخندی زد دستمو گرفت همرایی خودش کشوندم منو نشون روی صندلی میز آرایشی و سشوار روشن کرد و موهامو خشک کرد منم در این فاصله روتین رفتم
<<فلش ب کن به چند دقیقه بعد>>
سشوار کشیدن تموم شد جونگکوک موهامو شونه کرد و صورتشو برد داخل موهامو بو کرد از کارس خندیدم اما تعجب نکردم چون عادتش همینه جونگکوک سرشو بالا آورد بوسه زد به پیشونیم
"_ا/ت بهت گفتم ها لباس باز ممنوع
" +باشه خرگوش
"_چی؟
یک خاک بر سر به خودم گفتم چون جونگکوک خوشش نمیاد بهش بگم خرگوش
" +چیزه... ببخشید کوکی
جونگکوک اومد روبه روم روی زانوش نشست دستاشو گذاشت روی رونم و فشار داد
"_این بار بخاطر اینکه دوست دارم ازت میگذرم دفعه بعدی... خودت از من بهتر میدونی
سرمو با ذوق تکون داد
" +باشه دیگه نمیگم
لبخندی زد بلد شد و بوسه ریزی گوشه لبام گذاشت و جدا شد و از اتاق خارج شد.....
____________________
بچه ها این پارتم گذاشتم خداکنه دوست داشته باشین بوس بوس
بایییییییییی 💜✨😘☘️
- ۱۸.۲k
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط