کپشننننننننننن

کپشننننننننننن🛐💘

کپشننننننننننن🛐💘

عروسک من😈🔞

پارت نود

موهامو پشت گوشم زدم و به نیک خیره شدم اخماش تو هم بود

نیک منو تو بغلش جا داد و لب برچید .

-عروسکم بریم بالا

سرمو تکون دادم که دختره مانع مون شد

با یکم بغض لب باز کرد

-نیکولای ایشون کی هستن

چشماشو دوخت بهم که نیکولای پوزخندی زد و لب باز کرد

-عروسم مامان اینو جمع کن میریم اتاقمون استراحت کنیم

مامان نیکولای سری تکون داد و اومد سمت دختره و اونو برد سمت کاناپه منم تو بغل نیکولای به طبقه بالا رفتیم یه قصر بزرگ

با تِم سفید و طلایی . اتاق نیکولای انتهای راهرو بزرگشون بود
وارد اتاق شدیم ازش جدا شدم

که پوزخندی زد

+خوب .

-چی عروسکم

+پوزخند مسخرت واسه چیه

قهقه ای زد و تیشرتش رو بیرون آورد قدماشو سمتم برداشت .

-واسه اینکه حسودیت شد

قدمامو به عقب میکشیدم .

+هوم حسودی من به کسی که هنوز بهش احساساتی ندارم

قهقه ای زد و منو چسبوند به دیوار دستش روی مم.ه ام گذاشت و کنار گوشم پچ زد .

-احساسات من برای هردومون کافیه .

دستای گرمش دور مم.ه ام یجوریم میکرد تنم گرم شده بود

+روانی برو عقب

هنوز تو یه قدمیم ایستاده بود جلوم زانو زد و دست بزرگش رو روی رونم تا کمرم حرکت داد و

چشمای گرد شده امو دوختم به چشماش .

#رمان #عاشقانه #بزرگسال_مافیایی

خوب گَلبایییی مننن چطوریددد😈🛐
دیدگاه ها (۳)

کپشننن مهمهه😈🎀پارت چهل عروسک من😈🔞رفت سمتی که پشت سرش راه افت...

کپشننننننن😫🎀عروسک من😈🔞پارت شصت و دو یه قدم به عقب رفتم که اخ...

کپشن رو ببینیددد🎀🤭عروسک من😈🔞پارت بیست و سه اون مرد لبخند مرد...

کپشننننننننننن لطفااا😌🎀عروسک من😈🔞پارت شصت و شش +باشه لبخندی ...

کپشنننننن🎀🤭عروسک من😈🔞پارت سی و نهم "فرشته"نیمه شب بود دستام ...

مهمهه کپشنه💅🏿😈عروسک من😈🔞پارت هشتم -چون دیگه تحمل از بوی موها...

# My _man # مرد _ من # رمان _ مافیایی # رمان _ رمانتیک # فیک _ BTS # ویسگون

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 013"""""""""""""""""""""""""""""""...

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

دیو و دلبر پارت 1_مامان فقط امشبه ساعت ۱۰ میرم قول میدم ساعت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط