پدر خوانده فصل دوم

P²



عمو تهیونگ و بقیه اومدن بجز جونگ کوک و جیمین شی که تو ماموریت هست خب
+آجوما
^بله
+لطفا بزارین غذای هوبی شی رو من بدم بهشون اون خیلی کمکم کرد
^خیلی خب
^ غذای ارباب هوسوک رو بانو می‌برند برین کنار
+مرسیییی
قدم اول حل شد بریم قدم دوم قراره یه تشکر حسابی بکنم
خدمتکارا کم کم می رفتن بیرون خب همه رفتن فلفل قرمز کجاست آها پیداش کردم خب ۴ قاشق بزرگ اوفف چه کیفی بده امشب ۵قاشق هم نمک به به چی بشه زنجبیل آها خب حالا هم بزنم تا معلوم نشه خب بریم
^دخترم غذای ارباب هوسوک رو نمیاری
+آوردم آجوما
خب بریم اوففف رفتم میز رو دور زدم
+هوبی شی این رو بخاطر تشکر واسه اون روز واست پختم
£اووووووووو دختر توهم بلدی
+پس چی
¥صبر کنین قرار بود سوهو هم بیاد
~اینقدر زود دلتون برام تنگ شد
+نه فقط خر کنار سفره کم بود بخاطر همین گفتیم بیای
دویید سمتم
+هوی افسار پاره نکن گاومیش غذا تو دستمه
♤دایره کلامتش با فحش شروع شده باهاشم تموم میشه
همه خندیدن منم غذا رو گذاشتم جلو هوبی اومدم خودمم نشستم که سوهو اومد از پشت کشید افتادم زمین
+پدرسگ بهت یاد ندادن عین سگ پاچه نگیری کمشو برو سره چلغوز عنتر آشغال بیریخت عنق حالم بهم میخوره قیافتو میبینم میمون نیمرخ چنگال
~خواهرم آرام باش چرا سیل فحش راه میندازی
+خفه باوا
£بیاین غذاتونو بخورین عه جی کی یه روز نیست ها
+به درک اصلا صد سال سیاه نمیخوام بیاد
_شرمنده ولی به خواست شما نیست
آب پرید توی گلوی جین شی منم کرمام باز فعالید
《استخونای فردوسی تو قبر لرزید》
+بیا روحشم دست از سرمون بر نمیداره اه
یهو دستی روی شونم نشست و برم گردوند
_زیاد فیلم نبین واسه روحیه نانازیت ضرر داره.پوزخند
+آخی چرا روحیه خودتو زیر سوال میبری خرگوش خلوچل
حاجی تهیونگ یجوری که داشت خودشو میکشت که نخنده نامجون که کلا رنگ گرفت رنگ داد عین گچ نازک و دراز شده بود
_آرزو بر کودکان عیب نیست
+تصور کردن بر جوانان عیب نیست
سوهو قشنگ داشت خودشو میزد که نخنده
_جوجه رو باش تا دیروز زبون نداشتی چیشد پس
رفتم نزدیکش
+شما نگران نباش زبون من به نپتون هم میرسه


ادامه دارد.......



لایک وکامنت یادتون نره خوشملام 💜💫
روح نباشین و کامنت بزارید ولایک کنید🤍⛓️
دیدگاه ها (۱۷)

part ³*تکون دادن سر به نشونه تایید+خوبهداشت میرفت که با حرف ...

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

💕 eye and waiting you💕[~part 33~]دامیان : میدونم ... الان کا...

𐙚 پارت ⁴ | ویو نامرامعلم عینکش رو کمی بالاتر داد و به سمت تخ...

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "32""ویو جئون آنجلینا"حوصل...

پارت ۵(روز ازدواج)ویو جیمینباورم نمیشه دارم ازدواج میکنم اون...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

Part ³⁰ویو لیلییکی زدم به شونش + خیلی بدجنسی مال من واقعا یه...

«رایحه پنهان»جونگ‌هیون لبخند کمرنگی زد.- برو لباساتو عوض کن....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط